تبليغاتX
درانتظار موعود - مرز و جغرافيا در نگاه برادر ميرحسين
فاذا جاء وعد الآخره ليسوؤ وجوهکم و ليدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره و ليتبروا ما علوا تتبيرا

       

هنوز يادمان نرفته است موقعي که امام راحل فرياد مي زد: " جنگ ما جنگ عقيده است و مرز و جغرافيا نمي شناسد . هنوز يادمان نرفته است اين جمله که "راه قدس از کربلا ميگذرد." هنوز يادمان نرفته است که مي گفت: " مسئله فلسطين مسئله اول جهان اسلام است. " هنوز يادمان نرفته است که مي گفت : "ما شريک غم همه مظلومان عالم هستيم." جملاتي که نگاه جهاني امام را نشان مي داد . جملاتي که بوي انتظار مي داد . انتظار براي مديريت جهاني بدست آخرين ذخيره الهي .

     اما موقعي که جام زهر نوشيده شد نگاه آدمها انگار عوض شده بود. جام زهري که کشنده بودن آن چه زود براي امام مشخص شد . و سپس شلاقي از اشرافيگري بر پيکره انقلاب نواخته شد و مانور تجمل جايگزين ادبيات اسلام پابرهنگان و زاغه نشينان شد . بتدريج جامعه مدني و آزادي بيان و شعارهاي به ظاهر فريبنده جايگزين ادبيات " شريک غم مظلومان " شد . ديگر شعار مرگ خوب نبود حتي براي اسرائيل.کار به جائي رسيدکه در دوران رياست جمهوري خاتمي شعار " فلسطينو رها کن فکري به حال ما کن" سر داده مي شد. شعارهائي که وانمود مي کرد داخل کشور مهمتر از خارج کشور است . انگار ديگر مرز و جغرافيا را باور کرده بوديم .

       مرزهاي تصنعي . داخل . خارج . احمدي نژاد که رئيس جمهور شد ورق دوباره برگشت . فلسطين مسئله اول جهان اسلام شد اما از داخل کشور هم غافل نشديم . هرچند برخيها چشمشان را بسته باشند و يا حرکت قطار را احساس نکرده باشند. ديگر مرز و جغرافيا برگشته بود به مرز و جغرافياي امام . جنگ جنگ عقيده بود. اما 4 سال که گذشت ميرحسين موسوي نخست وزير دوران دفاع مقدس احساس خطر کرده است. وقتي در توجيه 20 سال سکوت خود گفت که " در اين 20 سال سکوت احساس خطري که الان دارم نداشتم" اسطوره ميرحسين در نگاه من شکسته شد . انگار که از بالاي نردبان تا پائين ترين پله آمده باشد.

جمعه شب منتظر نطق تلويزيوني ميرحسين بودم تا ببينم چه مي گويد . سه چهار دقيقه قبل از سخنراني ميرحسين پيامکي از يکي از دوستان همشهري که در دانشگاه هم باهم بوديم بدستم رسيد :

با رايت سبز نبوي مي آئيم             با سيد پاک علوي مي آئيم

يک بار دگر به ياد دوران امام           با ميرحسين موسوي مي آئيم

پيامکي که او را يار امام و خاطره شيرين دوران امام معرفي مي کرد و سيد بودنش را هم يک ويژگي برجسته مي ناميد . وقتي نطق تلويزيوني اش را ديدم و شنيدم احساس کردم که ميرحسين ديگر برايم تمام شده است. راه ميرحسين با راه امام منافاتي اساسي داشت  . مهمترين بخش اولين نطق تلويزيوني ميرحسين جائي بود که به لبنان و فلسطين پرداخت. بخشي که بسيار ظريف بيان شد : " حالا ما به بازارهايمان نگاه مي کنيم به کسب و کارمان نگاه مي کنيم به شاخصهاي اصلي اقتصادي که نگاه مي کنيم مي بينيم بي توجهي مي شود ما بدون حل اين مشکلات نمي توانيم مديريت جهاني داشته باشيم مجبوريم به مديريت داخلي بپردازيم . ما موقعي مي توانيم از برادران لبناني دفاع کنيم که خودمان اينجا قوي باشيم موقعي از آرمانهاي فلسطين مي توانيم دفاع کنيم که خودمان اينجا قوي باشيم " . آري انگار ميرحسين هم مرز و جغرافيا کنوني را پذيرفته است. اول اقتصاد داخلي بعد آرمان فلسطين . انگار احساس کردم ميرحسين امت اسلامي را پيکر واحدي نمي داند. و لابد با اين کار آراء خاموش را بيدار خواهد کرد و رئيس جمهور خواهد شد !

مبارک است. اما برادر ميرحسين ! امام راحل حرفهائي که درباره فلسطين زده است در بدترين شرايط سياسي و اقتصادي کشور يعني دوران دفاع مقدس بيان کرده است. آن زمان همانطور که خود بهتر از من مي دانيد بازارهايمان کسب و کارمان و شاخصهاي اقتصاديمان بمراتب بدتر از الان بود اما فلسطين مسئله اول جهان اسلام بود.

برادر ميرحسين !

اصل را بر اين مي گذارم که اشتباه کرده باشي و موضع اصلي ات اين نباشد اميدوارم بعدا اصلاح کني و درباره فلسطين موضعي محکمتر بگيري . اما اگر اين مسير را مي خواهي ادامه بدهي حداقل خود را راه امامي معرفي نکن .با اين نگاه بر فرض رئيس جمهور هم بشوي شعار " فلسطينو رها کن فکري به حال ما کن" باز خواهد گشت. شعاري که با راه امام فرسنگ ها فاصله دارد. يک حرف شما کافي است که شعارهاي اين چنيني را برگرداند چرا که :

اگر زباغ رعيت ملک خورد سيبي                براورند غلامان او درخت از بيخ

به پنج بيضه که سلطان ستم روا دارد        زنند لشکريانش هزار مرغ به سيخ

برادر ميرحسين 

روايات باب ظهور را که مي خوانم از فتنه اي سخن بميان مي آيد . فتنه شام که بعد از فتنه فلسطين خواهد آمد. اگرچه فتنه در قران به دو معني " آشوب " و " امتحان " آمده است به نظرم اين فتنه در مورد فلسطين در هر دو معني صادق باشد . يعني يکي از موارد مورد آزمايش مردم جهان موضوع فلسطين است و يکي از مواردي که شام را به آشوب مي کشاند هم فلسطين است. همين جنگ غزه را در نظر بگيريم و آنرا با خطبه جهاديه مولا علي ع مقايسه کنيم . در خطبه جهاديه مولا از اينکه به شهر انبار حمله بردند و غارت کردند و حتي خلخال از پاي يک زن غيرمسلمان ربود ابراز ناراحتي مي کند و مي گويد اگر مسلمان از اين غصه بميرد جاي هيچ ملامتي نيست . در ماجراي غزه همه مسلمانان آزمايش شدند چرا که زنان و کودکان به خاک و خون کشیده شد .

برادر ميرحسين

 روايات نشان مي دهد که يکي ازاهداف حضرت مهدي ع آزادسازي قدس است و بعد نزول مسيح عليه السلام و اقتدا به حضرت مهدي ع . کافي است آيات يک تا ۸ سوره بني اسرائيل و روايات توضيح دهنده آنرا بخواني .  راستي اگر ما زمينه را براي ازادسازي قدس فراهم نکنيم و بازار و صنعت و شاخصهاي اقتصادي را - که طبيعتا تا زمان ظهور درست نخواهد شد - بر آرمان فلسطين ترجيح دهيم آيا ظهور را به تاخير نينداخته ايم؟

 چقدر تلخ است اين موضوع که ميرحسين از سادات باشد و شال سبز را هم به نوعي براي نشان دادن اين موضوع انتخاب کند امابراي آزادسازي قدس اهتمامي جدي و محکم - حداقل تاکنون - نداشته باشد. اما آهنگر زاده اي بنام احمدي نژاد مدام از آرمان فلسطين سخن بگويد و ذکر دائمي اش " اللهم عجل لوليک الفرج" باشد. پاسخ من به پيامکهاي آن چناني مي تواند اين پيامک باشد :

اين جلوه عشق و اتحاد است               يک عرصه ديگر از جهاد است

راي همه عاشقان مهدي عج                اين بار هم احمدي نژاد است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 19:12  توسط نقی مختاری  |