" باب تقيه " .
شنيده بودم که بيشتر ائمه ما تقيه مي کردند . تقيه يعني مخفي کردن عقيده بخاطر ترس از کشته شدن و يا مصلحتي بالاتر . روايات را مي خوانم
"التقيه حرز المومن " / " التقيه جنه المومن " / " لا ايمان لمن لا تقيه له "
تقيه سپر و حرز مومن است و کسي که تقيه نکند ايمان ندارد.
تا اينکه به روايت محمد ابن مسلم از امام صادق ع رسيدم :
کلما تقارب هذا الامر کان اشد للتقيه ( هرچه به اين امر يعني ظهور قائم عليه السلام نزديک مي شويم تقيه سخت تر مي شود ) .
يقين دارم که اين فقيه عالم به زمان و نو انديش همه اين روايات را خوانده و آويزه گوشش قرار داده است. مگر مي شود ائمه ما بفرمايند: " التقيه من ديني و دين آبائي " تقيه دين من و دين پدران من است و رهبر انقلاب تقيه را رها کند . ايشان با اينکه روي مصاديق تکيه نمي کند در عين حال از اصول و مباني نمي گذرد . ايشان در سال ۷۶ از ثروتهاي باد آورده سخن گفتند اما وارد مصاديق نشدند ۴ سال بعد در سال ۸۰ در فرماني هشت ماده اي از لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادي سخن گفتند ولي وارد مصاديق نشدند . سخنان اخير ايشان درباره مسابقه تجمل پرستي و اشرافيگري نيز از همين رويکرد حکايت دارد . اما مطلب قابل توجه راه اندازي جنبش عدالتخواهي است . ظاهرا ايشان از روند برخورد با ثروتهاي بادآورده و مفاسد اقتصادي مسئولان ناراضي بودند که به جوانان توصيه کردند که عدالتخواهي را فرياد بزنند .

آنچه باعث شد به اين باور برسم که رهبر عزيزمان ( ايده الله تعالي ) در حال تقيه هستند جملات ايشان در شيراز درباره سئوال يک دانشجو بود که از ايشان پرسيد شما به ما مي گوئيد عدالتخواه باشيد ولي قوه قضائيه دانشجويان عدالتخواه را مي گيرند و ايشان فرمودند :

شما زرنگىتان اين باشد: گفتمان عدالت خواهى را فرياد كنيد؛ اما انتقاد شخصى و مصداقسازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه ميكنيد، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مىبينم ديگر. من مواردى را مشاهده ميكنم - نه در دانشگاه، در گروههاى اجتماعى گوناگون - كه روى يك مصداق خاصى تكيه ميكنند؛ يا بهعنوان فساد، يا به عنوان كجروى سياسى، يا بهعنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مىبينم اينجورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است. بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه ميكنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيلهاى به دست ميدهيد براى اينكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفتهام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند عليه شما استفاده كند.
اين جمله مشخص است که رهبر انقلاب نه تنها خود تقيه مي کند بلکه جوانان را نيز در عين عدالتخواهي به تقيه دعوت مي کند تا از آسيب قانوندانهاي قانون شکن در امان باشند .
لـب بـاز نكـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم
در سخنان ايشان يک جمله به گوش من رسيد که بسيار به دل من نشست تا من هم به جنبش عدالتخواهي بپيوندم و آن اين بود که فرمودند :
هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همهى دلها و زبانها و ارادهها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست، اميد به شما جوانان است اين را بدانيد "
راستي رهبر عزيزمان هم در عدالتخواهي نه به مسئولان بلکه به جوانان دل بسته است .
" يک لحظه از درخواست و مطالبه عدالت کوتاهي نکنيد اين شان شماست . "
رهبر عزيزمان ( روحي فداه ) موج عدالتخواهي را از ما جوانان مي خواهد تا مسئولان حساب دستشان بيايد :
" شما پرچم را بلند کنيد همه حساب کار خودشان را مي کنند . "
با وجود تاکيدات رهبر انقلاب چرا هنوز بعضي ها فکر مي کنند نبايد فعلا انقلاب را به دست جوانان داد ؟