تبليغاتX
درانتظار موعود
فاذا جاء وعد الآخره ليسوؤ وجوهکم و ليدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره و ليتبروا ما علوا تتبيرا

       قران کريم به صراحت يهود را شديدترين دشمنان مومنان معرفي مي کند اما چه طرح استکباري از اين بالاتر که جاي دوست و دشمن را عوض کنيم . 42 مفتي وهابي عربستان اخيرا دربيانيه‌اي تحريک آميز به جاي محکوم کردن اهداف صهيونيستها در انهدام مسجد الاقصي درباره هلال شيعي هشدار دادند . سران وهابي دراين بيانيه با تاييد حملات گسترده عربستان به شيعيان الحوثي در يمن مدعي شدند شيعيان به دنبال تسلط تفکر شرک در عربستان هستند. آنان با هشدار درباره هلال شيعي از مسلمانان خواستند ضد ايران تدابير امنيتي و تبليغاتي اتخاذ کنند. در ميان امضا کنندگان بيانيه توهين آميز 42 مفتي وهابي، نام شيخ ناصر عمر مشهور به هيتلر عرب ديده مي شود. اين افراد کساني هستند که از انفجار حرم امام هادي و امام حسن عسکري(عليهماالسلام) در عراق هم حمايت و بر ادامه حمله به شيعيان تاکيد کرده بودند. حمله عربستان سعودي به شيعيان يمن آن هم در ماه حرام يادآور فاجعه خونبار مکه در سال 1366 است . فاجعه اي که در آن آل سعود به حجاجي که مراسم برائت از مشرکان برگزار کرده بودند حمله کرد و آنها را به خاک و خون کشيد . امام خميني ره در آن زمان در پيام تاريخي خود آل سعود را خائنين به حرمين شريفين ناميد . امام در آن پيام تاريخي تصريح کردند :

" اگر از صدها وسيله تبليغاتي استفاده مي كرديم و اگر هزاران مبلغ و روحاني را به اقطار عالم مي فرستاديم تا مرز واقعي بين اسلام راستين و اسلام آمريكايي و فرق بين حكومت عدل و حكومت سرسپردگان مدعي حمايت از اسلام را مشخص كنيم، به صورتي چنين زيبا نمي توانستيم و اگر مي خواستيم پرده از چهره كريه دست نشاندگان آمريكا برداريم و ثابت كنيم كه فرقي بين محمدرضا خان و صدام آمريكايي و سران حكومت مرتجع عربستان در اسلام زدايي و مخالفتشان با قرآن نيست و همه نوكر آمريكا هستند و مامور خراب كردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فرياد حق طلبانه ملت ها، باز به اين زيبايي ميسر نمي گرديد، و همچنين اگر مي خواستيم به جهان اسلام ثابت كنيم كه كليدداران كنوني كعبه لياقت ميزباني سربازان و ميهمانان خدا را ندارند و جز تامين آمريكا و اسرائيل و تقديم منافع كشورشان به آنان كاري از دستشان برنمي آيد، بدين سعود، اين وهابي هاي پست بي خبر از خدا به سان خنجرند كه هميشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته اند، به اين اندازه كه كارگزاران ناشي و بي اراده حاكميت سعودي در اين قساوت و بيرحمي عمل كرده اند، موفق نمي شديم و حقا كه اين وارثان ابي سفيان و ابي لهب و اين رهروان راه يزيد روي آنان و اسلاف خويش را سفيد كرده اند. "

امام خود منادي وحدت شيعه و سني بود اما وهابيت را چه به سني بودن. آنها معتقدند شيعه مشرک و واجب القتل است . همه حرمها را بايد نابود کرد حتي حرم پيامبر گرامي اسلام ص چرا که مظهر شرک است . نمي دانم آنها چرا رويشان نمي شود بگويند کعبه را هم چون مظهر شرک است بايد منهدم کرد و فقط خدا را پرستيد . چرا آنها نمي گويند خدا که در داخل کعبه نيست براي چه رو به سوي کعبه عبادت مي کنيد.

چطوربايد با اينها صحبت کرد . چطور با اينها درباره " ابتغوا اليه الوسيله " صحبت کنيم. چطور با اينها درباره شعائر الله صحبت کنيم که "و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب ".

نتيجه تفکر وهابيت - اسلام آمريکائي - را در عراق و يمن و افغانستان و پاکستان و حتي ايران مي بينيم. آري آل سفيان هنوز نمرده است. استکبار چه خوب سوژه اي پيدا کرده است . کشتن مسلمانان بدست خود آنها. اما نبايد گول اين بازي را خورد . همه اينها شايد وسيله براي انحراف مسلمانان از دشمن اصلي يعني صهيونيسم باشد. اما ما مي دانيم که وهابيت و صهيونيسم هم پياله هستند. بايد با تدبير اين فتنه را خاموش کرد. خارج کردن حرمين شريفين از دست خائنين بايد يکي از اهداف اصلي مسلمانان باشد. آنها فکر مي کنند پرده داري و سقايت الحاج يعني رهبري امت اسلامي . چه زيباست اين آيه قران کريم که " اجعلتم سقايه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و اليوم الآخر ..." . ( توبه ۱۹ )

آيا آب دادن به حجاج و تعمير مسجد الحرام را مانند کساني قرار مي دهيد که به خدا و روز جزا ايمان دارند ... . روايت زيبائي هم وجود دارد درباره عصر ظهور امام مهدي عج که با حکومت حاکم بر عربستان فعلي تشابه دارد . طبق اين روايات نخستين گروهي که حضرت با آنها خواهد جنگيد " دزدان کعبه " است.

امام صادق عليه السلام فرمود:

امـا ان قـائمـنـا لو قـدقـام ، لاءخـذ بـنـى شـيـبـة و قـطـع ايـديـهـم و طـاف بهم و قال : هؤ لاء سراق الله !

يعنى : بهوش باشيد هنگامى كه قائم ما قيام نمايد ((بنى شيبه )) را كه كليددار خانه كـعـبـه اند، دستگير و دست آنان را به كفر گناهانشان مى برد و آنان را مى گرداند، چرا كه آنان ، دزدان خانه خدا و اموال و امكانات آن مكان مقدسند. ( كافى ، ج 4، ص 243.)

در روايت ديگر فرمود: ... و قـطـع اءيـدى بـنـى شـيـبـة ... و كـتـب عليها: هؤ لاء سراق الكعبة !

يـعنى : دست ((بنى شيبه )) را مى برد و بر سينه آنان نوشته اى نصب مى گردد كه : اينها دزدان كعبه اند.(ارشاد مفيد، ص 364 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص 293 و 387).

بـنـى شـيـبـه ، خـدمـتـگـزاران كـعـبـه و كـليـدداران آنـنـد كـه نـسـل بـه نـسـل ايـن مـقـام را قـبـضـه كـرده و بـجـاى خـدمـت و تـلاش ‍ صـادقـانـه ، اموال ، امكانات و ذخائرى را كه مردم به بيت الله هديه كرده اند مى برند و به ناروا مى خورند و هرگونه كه هواى دلشان خواست در آن تصرف مى كنند. به همين جهت است كه امام مهدى عليه السلام آنان را ((دزدان كعبه ))

مى نامد.

چه تعبير زيبائي است . دزدان کعبه . " تبت يدا ابي لهب و تب" دستان ابي لهب بريده باد .

آري حاکمان آل سعود روي ابي سفيان و ابي لهب را سفيد کرده اند .

بايد کاري کرد . در کنار هدف مهم آزادسازي قدس شريف از دست صهيونيسم بين الملل

بايد تلاش کنيم کعبه را هم از دست دزدان آنها بازپس گيريم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 18:17  توسط نقی مختاری  | 

 

        "عاشقانه هاي پسرنوح " عنوان مجموعه شعري است ازدوست عزيزم علي محمد مودب. اين مجموعه را مودب در سال 1382بچاپ رسانده  است . وقتي از او مي پرسم علت نامگذاري چه بوده است به آقازاده ها اشاره مي کند و سرمستي آنها . يادم مي آيد آن زمان اين کتاب کوچک را به من هديه داد . اوضاع اين روزها مرا به دنبال اين کتاب مي کشاند . مي گردم و بعد از سالها از ته کارتن هاي کتاب که در گوشه کمد گذاشته بودم در مياورم. جمله اي که به رسم هديه کتاب در صفحه اول نوشته است مرا به ياد دوستيهامان مي اندازد : " يک لحظه شک نمي کنم که تو برادرترين بودي و مهربان ترين به ياد گفتگوهايمان باش و دعايم کن " کتاب را باز مي کنم و دنبال جملاتي که براي پسر نوح گفته  مي گردم. مناسب با اوضاع روزگار ماست :
"
که تو
اندازه پسر نوح خوشبخت نبودي
که بر بلندترين قله ها
مرا فرياد کني
مرا آه بکشي
مرا نگاه کني
و غرق شوي
----

آري پسر نوح يک نماد است از فرزنداني که به غير راه پدر رفته اند. نمي دانم اين کتاب را که مي خوانم ياد پسراني از بزرگواران انقلاب مي افتم که رفتارهايشان نشان مي دهد ظرفيت مناسبي براي پسر نوح شدن  را دارند که در زير به چند مورد آن اشاره مي کنم:

1- عليرضا بهشتي پسر شهيد بزرگوار دکتر بهشتي است. کسي که به تعبير امام يک ملت بود براي ما . کسي که در نوشتن قانون اساسي نقش بسزائي داشته است . در تثبيت جايگاههائي همچون شوراي نگهبان و ولايت فقيه نقش بسزائي داشته است . اما غصه ام مي گيرد وقتي مي شنوم پسر او  بعد از انتخابات به قانوني که پدرش نوشته است پشت کرده است. انتخاباتي که مبتني بر قانون برگزار شده و طبق قانون اساسي شوراي نگهبان آنرا تائيد کرده و به پيروي از قانون ولي فقيه آنرا تنفيذ کرده است. غصه ام مي گيرد وقتي مي خوانم او قضاوت 6 فقيه و 6 حقوقدان اسلامي را نمي پذيرد و براي اثبات حرف خود به بيگانه هم پناه مي برد . آري او درمصاحبه با روزنامه لا استامپا اسپانيا دوباره بر طبل تقلب در انتخابات کوبيده است. غصه ام مي گيرد وقتي در سايت آينده نيوز مي خوانم او ولايت فقيه را در حد يک قرارداد اجتماعي تنزل داده است.
2- علي مطهري پسر شهيد گرانقدر شهيد مطهري است. همان شهيدي که به تعبير امام کتابهايش بدون استثنا خوبند. اگرچه بعضي مواضع او خوب بوده است اما اگر مواظب نباشد ظرفيت پسر نوح شدن براي او هم فراهم است . او قبلا گفته بود ولايت فقيه که تعطيل عقل نيست . پس از انتخابات هم بجاي اينکه در قبال اغتشاشگران و قانون شکنان مواضع محکمي بگيرد مواضعي گرفته است که طيف مخالف از آن بهره برداري کرده است . او نه تنها در برابر " ظلم بزرگ هتک حرمت نظام اسلامي " و  جرم بزرگ" زير سئوال بردن اصل انتخابات" موضع محکمي براي محاکمه اغتشاشگران و سران آن نگرفته است بلکه به جاي آن و اخيرا خواستار محاکمه احمدي نژاد به عنوان آغاز گر فتنه شده است !

۳ - سيد حسن خميني پسر يادگار امام . اگرچه در زبان موضعي عليه نظام نگرفته است اما در عمل کرده است آنچه را که نمي بايد. به بهانه سفر به خارج از کشور از مراسم تنفيذ فرار کرده است و هيئت دولت را هم در حرم امام همراهي نکرده است. آري او عملا القاء کرده است که دولت فعلي را قانوني نمي داند. او حتي بعد از نامه موسوي به منتظري و شعارهاي انحرافي روز قدس موضعي نگرفته است. گستاخي هاي  اخير عطا مهاجراني وزير ارشاد دولت خاتمي -که در انگليس بسر مي برد -  درباره شجاعت منتظري در برابر امام  ! هم از همين سنخ است که موضعي نه از طرف او و نه از طرف اصلاح طلبان مدعي راه امام گرفته نشده است.
۴- مهدي خزعلي پسر حافظ کل قران و نهج البلاغه عاشق اميرالمومنين ع مبلغ غدير شيخ ابوالقاسم خزعلي است. پدرش از او ابراز برائت کرده است. مواضعي بر اساس حدس و گمان گرفته است که سر از رسانه هاي بيگانه درآورده است . باخبر شدم او در مطلب اخيرش کمي نادم شده و گفته است که ديگر بدون اجازه پدر نمي نويسد. اميدوارم اين موضوع تلنگري باشد تا به راه پدر برگردد.

مواردي اين چنيني باز هم هست که نشان مي دهد پسر نوح عبرتي براي تاريخ است.
چه سخت است پسر نداي " يا بني ارکب معنا " ( پسرم با ما سوار شو ) را بشنود و سر مست به کوهها پناه ببرد و پدر از روي ترحم " انه من اهلي" سر دهد و سپس جواب " انه ليس من اهلک انه عمل غيرصالح " بشنود .
افرادي که نام بردم نه پدرانشان در حد نوح بودند و نه خودشان مصون از پسر نوح شدن و اين موضوع عبرتي است که نشان مي دهد حقيقت را با آدمها نمي توان شناخت.اما اينها هنوز فرصت دارند .  نداي " ارکب معنا " همچنان از طرف رهبري وجود دارد. توصيه ما اين است که آنها به راه رهبري که ادامه راه امام است بازگردند. اصل ماجرا را رها نکنند . اميدوارم بالاي قله بودن آنها را نفريبد چرا که امکان دارد آدمي بالاي کوه هم غرق شود. مودب در شعر اخيرش هم خوب به اين نکته پرداخته است :

چند وامانده، حديث نرسيدن خواندند

كورها خطبه ي ترديد و نديدن خواندند

چه امامي كه قبايش نجس از بول پسر

نوح شد غرقه در اين غائله از هول پسر

نکته پاياني : چندي پيش سخنراني مرحوم استاد فلسفي را درباره حر بن يزيد رياحي در تلويزيون مي ديدم . خيلي به دلم نشست . بسيار تاکيد مي کرد که مبادا در دلتان ذره اي کدورت از حر باشد که او جلوي کاروان امام را بست و اگر او نبود اين حادثه اتفاق نمي افتاد . وقتي امام او را بخشيد هيچ کينه اي نبايد نسبت به اعمال گذشته او داشته باشيد. اين همان شيوه " جذب حداکثري و دفع حداقلي " است که رهبري آنرا به عنوان سياست نظام مطرح کردند . از همه کساني که در اين انتخابات دچار خبط و اشتباه شدند مي خواهيم به خط ولايت بازگردند و در صورت بازگشت به خط رهبري همچون حر بن يزيد رياحي انها را دوست خواهيم داشت. نمي گويم مثل حر کفشهايشان را به گردن بياويزند و بگويند يا به شمشير بکش يا به قران ببخش. نه اين انتظار بزرگي است و همه تاب و تحمل چنين کاري را ندارند. اما مي گويم چشمهايشان را بازکنند و بفهمند . بفهمند که گرگهاي صهيونيسم و وهابيت براي تکه پاره کرده ايران اسلامي دندان تيز کرده اند. اما اگر برنگردند بدانند که ما به حول و قوه الهي تا پاي جان از رهبرمان دفاع خواهيم کرد و در اين راه از ملامت ملامتگران هراسي نخواهيم داشت.

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 20:56  توسط نقی مختاری  |