تبليغاتX
درانتظار موعود
فاذا جاء وعد الآخره ليسوؤ وجوهکم و ليدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره و ليتبروا ما علوا تتبيرا

معرفي رحيم مشائي به عنوان معاون اول باعث رنجش امثال بنده شد که از حاميان آقاي احمدي نژاد بودم . احمدي نژاد در حکمي که براي او صادر کرد رحيم مشائي را دلباخته امام زمان عج معرفي کرد.

معرفي مشائي به عنوان معاون اول  دوباره خاطره سخنان او درباره " مردم اسرائيل"  و تاکيد هزاران باره او برآن را زنده کرد. اگرچه مشائي پس از مداخله رهبري خود را مطبع وي اعلام کرد و بعدها  عليه اسرائيل گفت و در کنفرانس ژنو هم جزو تشويق کنندگان سخنان آتشين احمدي نژاد عليه اسرائيل بود اما اين رفتارها هرگز از ماجراي سخنان او درباره مردم اسرائيل نکاسته است. با فرض اينکه مشائي تغيير عقيده داده است مي خواهم مواردي را جهت محکم کاري و يادآوري بيان کنم :

1- از قوم يهود در قران کريم به عنوان شديدترين دشمنان مومنين ياد شده که در لفظ اشد الناس عداوه ( مائده 82 ) تبلور يافته است . صهيونيسم هم اکنون به عنوان مظهر يهوديت سياسي است که تاسيس اسرائيل در قلب خاورميانه بر همين اساس بوده است . طبيعي است مردم اين خطه که يهودي هستند از دورترين نقاط جهان به اين منطقه آمده اند. به همين علت نفس حضور يهوديها در اين منطقه در ظلمها و کشتارهاي اين رژيم نقش بسزائي داشته است.

2- قران کريم بصراحت مومنين را از دوستي با يهوديان و مسيحان نهي مي کند .

يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود و النصاري اولياء و من يتولهم منکم فانه منهم ( مائده 51) اي کساني که ايمان آورده ايد يهود و نصارا را دوست خود نگيريدهر کس از شما آنها را دوست داشته باشد پس او از آنها خواهد بود. شايد به اين علت باشد که در روايات تصريح شده است که برخي از بظاهر مسلمانان هنگام مرگ يهودي و نصراني خواهند مرد و به آنها گفته خواهد شد مت يهوديا او نصرانيا ( مي خواهي يهودي بمير يا نصراني).به عنوان مثال تارک عمدي حج و مانع زکات از افرادي هستند که بدان تصريح شده است. طبيعتا کساني که دلبسته يا دوست يهود و نصارا باشند هم طبق تصريح قران کريم از آنها خواهد بود . ( و من يتولهم منکم فانه منهم ).

3 - در روايات متعدد و مبتني برآيات قران کريم فتح نهائي قدس بدست مبارک حضرت وليعصر عج خواهد بود که پس از آن حضرت مسيح از آسمان نازل خواهد شد و پشت سر او نماز خواهد خواند که پس از اين کار تعدادي از مسيحيان مسلمان خواهند شد. اين کار پس از جنگهاي طولاني با قوم يهود و نصراني - که در روايات از آنها با عنوان روميان ياد شده است - خواهد بود و تا مدتها ادامه خواهد داشت  .

4- مسئله فلسطين به فرموده امام راحل مسئله اول جهان اسلام است. حمايت از اين مسئله در اصل يک بحث عقيدتي است اگر چه حمايت از مسلمانان اين منطقه هم هست. طبيعي است مسئله فلسطين مثل مسئله بوسني چچن و يا سين کيانگ نيست. به همين علت شعار مرگ بر اسرائيل بسيار متفاوت از شعار مرگ بر آمريکا است . و قابل قياس با شعارهائي که اخير طيف حاميان ميرحسين موسوي مي دهند نظير مرگ بر روسيه و مرگ بر چين نيست.

5 - علت حساسيت نسبت به سخنان مشائي بدين علت بود که محمود احمدي نژاد بارها درباره اضمحلال رژيم جعلي اسرائيل سخن گفته است و وجود اين فرد در اين دولت غير قابل تصور است . و گرنه اگر يکي از اصلاح طلبان چنين حرفي مي زد بعيد نبود چرا که آنها نشان داده اند خيلي به مسئله فلسطين اهميت نمي دادند. بزرگان آنها بارها دوستي خود را با غرب ( يهود و نصارا ) را در قالب تنش زدائي نشان داده اند . شعار فلسطينو رها کن فکري به حال ما کن شعار دوران اصلاحات بود. اين شعار روز جمعه هنگام خطبه هاي نماز جمعه آقاي هاشمي بدين شکل بروز يافت:" نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران "

مواضع بسيار ضعيف ميرحسين موسوي درباره فلسطين و لبنان طبيعتا در اين شعار نقش داشته است . مير حسين در يکي از سخنان تلويزيوني خود به نوعي داخل کشور را مهمتر از مسئله فلسطين و لبنان اعلام کرد و گفت : " ما موقعي مي توانيم از برادران لبناني و از برادارن فلسطيني حمايت کنيم که خودمان اينجا قوي باشيم" و قوي بودن را با مثالهائي درباره حمايت از صنعت چاي و شکر داخلي توضيح داد ."

6- به هرحال افرادي در جامعه وجود دارند که نگاه خاصي به مهدويت و مسائل مربوط به امام زمان عج دارند که مبتني بر مبارزه نيست. آنها فکر مي کنند امام زمان عج هم که خواهد آمد با زبان گفتگو و مذاکره و خواهش و تمنا با مردم سخن خواهد گفت و همه مردم هم لابد ايمان خواهند آورد. در حاليکه روايات اينطور نشان نمي دهد . روايات متعددي در باره عصر ظهور داريم و آيات زيادي تاويل شده است که مشي امام زمان اينطور نخواهد بود بلکه از راه مبارزه و قتل دشمنان خدا  خواهد بود. روايات تصريح دارد که مشي امام عصر عج با مشي امامان پيش از خود متفاوت خواهد بود و به عنوان مظهر انتقام الهي قيام خواهد کرد چرا که طبق روايات قبل از ظهور حجت بر مردم روي زمين تمام خواهد شد و به همين علت روايات حتي نشان مي دهد توبه هم پس از ظهور پذيرفتني نيست. در پست قبلي ام  مطلبي در اين باره نوشته ام و اينک به چند روايت اشاره مي کنم :

1- نکته اي که درباره اتمام حجت جهاني آوردم نکته بسيار مهمي است که نشان مي دهد امام زمان عج به عنوان مظهر انتقام الهي ظهور خواهد کرد . در روايتي " شهر قم " به عنوان معدن علم و فضل معرفي شده که باعث انتشار علوم در سراسر جهان و به نوعي اتمام حجت جهاني معرفي شده است. روايت از امام صادق عليه السلام است :

" در آينده كوفه از مومنان خالى مى‏شود و علم و دانش بدان پشت مى‏كند همچنانكه مار در لانه خويش پشت مى‏كند. آنگاه علم در شهرى به نام قم ظاهر وآنجا معدن علم و فضليت مى‏شود به طورى كه ديگر به روى زمين كسى كه به امور دينى آگاه نباشد، پيدا نمى‏شود. در آن زمان حتى زنان پرده نشين هم از مسايل دينى آگاهى دارند. و اين هنگام نزديك شدن ظهور قائم ماست. در آن هنگام خداوند قم و ساكنانش را قائم مقام حجت قرار مى‏دهد. واگر چنين نباشد، زمين ساكنان خود را فرو مى‏برد و ديگر بر روى آن حجتى باقى نخواهد ماند. در آن عصر علم از قم به ديگر نقاط جهان در شرق و غرب جارى مى‏شود. لذا حجت‏خدا بر مردم تمام مى‏گردد به گونه‏اى كه ديگر كسى يافت نمى‏شود كه دستورهاى دينى و علم الهى بدو نرسيده باشد. آنگاه قائم(ع) ظهور مى‏كند و وسيله انتقام و خشم خداوند بر بندگان مى‏گردد; چون خداوند از مردم انتقام نمى‏گيرد مگر بعد از آنكه حجت را انكار كنند. "   ( بحـار الانـوار, ج 57, ص 213 )

2- در برخي روايات آيات قران کريم که در آن لفظ انتقام از مجرمين آمده تاويل به عصر ظهور شده است که نشان مي دهد شرايط متفاوت است . از جمله آيه شريفه " يعرف المجرمون بسيماهم فيوخذ بالنواصي و الاقدام - مجرمان از سيمايشان تشخيص داده مي شود پس از موي پيشاني و پاهايشان گرفته و کشيده مي شوند ( الرحمن 42) .

و لنذيقنهم من العذاب الادني دون العذاب الاکبر ( سجده 21 ) . در روايت عذاب ادني به عذاب دوران ظهور و عذاب اکبر به عذاب اخروي تاويل شده است ( رجوع کنيد به کتاب مهدي موعود ترجمه شيخ علي دواني )

3-زُراره بن أعين گويد: «از امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ پرسيد: آيا قائم، با مردمان، مانند پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ رفتار كند؟ فرمود: هيهات، هيهات! پيامبر با ملايمت با مردم رفتار مي‌كرد، و مي‌كوشيد تا محبت مردم را، در راه دين، جلب كند و تأليف قلوب نمايد. اما قائم با شمشير و قتل با مردم روبرو شود. خدا به او اينگونه امر كرده است كه بكشد و توبه‌اي از كسي نپذيرد. واي به حالِ كسي كه با مهدي بر سر ستيز آيد. ( الغيبه، نعماني؛ بحارالانوار، ج52، ص355.)

اينها تنها بخشهائي از مسائل مربوط به ظهور بود که آقاي مشائي با گفتن دوستي با مردم اسرائيل نشان داد که احتمالا اين آيات و روايات مرتبط با ظهور را نخوانده است . حال که آقاي احمدي نژاد اور را دلباخته امام زمان عج معرفي کرده است سئوال پيش مي آيد که ايشان دلباخته کدام امام زمان عج بود ؟ آيا امام زماني که با يهود و نصارا خواهد جنگيد و مظهر انتقام الهي است يا امام زماني که خيلي از ماها تصورش را داريم . طبيعي است انتقام و مبارزه با دشمنان خدا موقتي است و تا مرحله پيروزي ادامه خواهد داشت و پس از تشکيل حکومت جهاني همه مردم در صلح و صفا زندگي خواهند کرد.

نمي خواهم او را تخطئه کنم شايد نمي دانست . خيلي ها هم هنوز نسبت به امام زمان ترسيم شده در روايات ترديد دارند و فکر مي کنند امام زمان با دشمنان خدا هم از در دوستي خواهد آمد. برخيها هم حتي با خواندن اين روايات به راحتي آنها را جعلي بخوانند در حالي که عمده اين روايات در منابع دست اول کتب شيعه آمده است .اما خوبي ها و عدالت و وفور نعمتهائي که در روايات ترسيم شده مربوط به دوران بعد از پيروزي در برابر دشمنان خداست. به هر حال اميدوارم آقاي مشائي ديگر از اين حرفها و برخي حرفهاي عجيب و غريب ديگر نزند.  به آقاي  مشائي توصيه مي کنم دوباره با مرور آيات و روايات مربوط به عصر ظهور نگاهش را به جهان بيشتر تغيير دهدو يا اگر ما در اشتباهيم ما را توجيه کند .

اما سخني هم با رئيس جمهور .

آقاي احمدي نژاد!

به عنوان کسي که به شما راي داده ام از شما مي خواهم که از اين انتصاب صرف نظر کنيد. به نظر من بهتر بود اگر مي خواستيد آقاي مشائي در اين دولت باشد در مقام يک مشاور از او استفاده مي کرديد نه بيشتر. خودتان بارها تاکيد کرده ايد که مي خواهيد حلقه بسته مديران را بشکنيد . فکر مي کنم افراد توانمند ديگري هم وجود دارد که مي تواند معاون اول شما باشد .

من شما را دوست داشته ام و به خاطر اظهار عشق شما به امام زمان عج و استکبار ستيزيتان به شما راي داده ام . سريال يوسف پيامبر را به خاطر بياور آنجا که يعقوب اسماعيل هايش را قرباني کرد به يوسف رسيد . اگر آقاي مشائي جزو اسماعيلهاي شماست به خاطر مصالح کشور بويژه در اين شرايط از اين اقدام صرفنظر کنيد خدا را چه ديدي شايد زمينه براي ديدار با يوسف فاطمه ع فراهم تر شد .

يک توصيه هم به آقاي مشائي دارم و آن اينکه در اين شرايط حساس از پذيرفتن اين پست خودداري کنيد . حتي اگر پذيرفته ايد که پس از سخنان رهبري درباره مردود بودن دوستي با مردم اسرائيل پيرو او شده ايد به نظر مراجع تقليد و غالب طرفداران احمدي نژاد احترام بگذاريد و اگر دلباخته امام زمان ع هستيد دلباخته گمنام او باشيد که چنين دلباختگاني کم نيستند.

سخني هم با به اصطلاح اصلاح طلبان دارم : لطفا اين حرفها را به خود نگيريد .  غالب شماها هم نه در حرف بلکه در عمل نشان داده ايد که مشعوف غرب ( يهود و نصارا ) هستيد. با دشمنان خدا تنش زدائي کرديد. کساني که مي خواستند مسئله فلسطين را رها کنند امروز خيلي تابلو سنگ مسلمانان سين کيانگ را به سينه مي زنند.کساني که مي گفتند فلسطينو رها کن فکري به حال ماکن امروز از مسلمانان چين حمايت مي کنند و شعار مرگبر چين سر مي دهند.  اگر بگويم شما بيشتر مصداق آيه (يقولون بافواههم ما ليس في قلوبهم) هستيد لطفا به خودتان نگيريد ما جوات مواتها کلا نمي فهميم !

نتيجه نهائي : حق را بشناسيد افرادش را خواهيد شناخت .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 10:49  توسط نقی مختاری  | 

 

     اين روزها اين جمله منسوب به امام راحل - که احتمالا در دوران دفاع مقدس صادر شده -  بيشتر در ذهنم تداعي مي شود: " وقتي فهميديد حق با شماست از کشتن و کشته شدن نهراسيد " .

جمله کوتاه است اما سنگين . کشتن و کشته شدن خيلي آسان نيست . اما اولي با دومي کلي متفاوت است . کشته شدن را بيشتر ماها در راه حق راحت تر بر مي تابيم تا کشتن. اين چنين جا افتاده است که کشته شدن يعني مظلوميت و کشتن يعني ظلم . کسي که کتک مي خورد مظلوم است و کسي که کتک مي زند ظالم . شايد اين موضوع را تاريخ به ما آموخته است که مقتولين عمدتا بدست ظالمين کشته مي شدند و شکنجه. از زماني که هابيل به بابيل گفت که اگربخواهي مرا بکشي من نمي خواهم تو را بکشم انگار يک عرف نانوشته اي اين موضوع را جا انداخته که معمولا مظلومين کشته مي شوند چرا که آنها معتقد به اني اخاف الله رب العالمين ( مائده 28) هستند . اما در جمله امام "کشتن" جلوتر از "کشته شدن" آمده است. انگار که ورق تاريخ برگشته باشد. وقتي امام مي گفت: جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم انگار مي خواست زمانه را با تفسير ديگري از قران مطابقت داده باشد که : و قاتلوهم حتي لا تکون فتنه ( بقره 193) . فاقتلوا المشرکين حيث وجدتموهم ( توبه 5 ) امر به کشتن مي دهد . اما چقدر سخت است اين کشتن مخصوصا براي کسي که آزارش به مورچه اي نرسيده باشد . اما اگر چاره اي نباشد چه ؟ روايات عصر ظهور را که مي خوانم احساس مي کنم هنوز آماده نيستم . مخصوصا اگر تشخيص حق و باطل هم سخت شود . ممکن است دوستان باهم دشمن شوند و برخي روايات هم نشانگر اين امر است . در برخي از روايات آيه الاخلاء بعضهم لبعض عدو به شرايط ظهور تفسير شده است . يعني دوستان بعضي با بعضي ديگر دشمن مي شوند . آن وقت چطور مي شود آدمي روي دوست سابق خود شمشير بکشد .  نوع خفيف آنرا در انتخابات اخير ديديم . دوستي ها سرد شد و بعضا به هم خورد . در بين خانواده ها هم اين موضوع قابل مشاهده بود . به هر حال قرار است کشتن هم در دستور کار باشد. اين را خوب مي فهمم که قرار بود عدالت برپا شود . پيامبران با کتاب و ميزان آمده بودند تا مردم عدالت را برپا کنند . اما حال که برپا نکرده اند چه ؟ آري راه ديگري نشان داده شده است : ( و انزلنا الحديد فيه باس شديد ) مي گويد آهاي مردم! شما بايد عدالت را برپا مي کرديد حال که نکرديد بدانيد ما آهن را نازل کرده ايم که داراي قوتي شديد است . انگار مي گويد چاره اي نداريم جز شمشير . اما سخت است . روايات عصر ظهور را که مي خوانم احساس مي کنم آماده نيستم. بدتر اينکه باطل هم لباس حق پوشيده باشد . براي کشته شدن هم آماده باشم براي کشتن و چگونه کشتن آماده نيستم:

۱- در تفسير نور الثقلين از روضه کافي پيرامون تفسير آيه شريفه " بعثنا عليکم عبادا لنا اولي باس شديد " ( اسراء 6 ) از امام صادق عليه السلام نقل شده است که فرمود : آنان کساني هستند که خداوند تبارک و تعالي قبل از ظهور قائم  عج آنها را بر مي انگيزد و آنان دشمني از آل پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را فرا نمي خوانند مگر اينکه او را به قتل مي رسانند .

2 در کتاب غيب شيخ طوسي  يحيي بن علاء رازي روايت کرده که گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام ميفرمود : خداوند در اين امت مردي پديد مي آورد که او از من و من از او باشم خداوند بخاطر او برکات آسمان و زمين را به مردم روزي کند آسمان باران نافع خود را به موقع فروريزد و زمين بذر خود را بيرون دهد و همه وحوش و درندگان در امن باشند او زمين را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد چندان از دشمنان خدا بقتل مي رساند که نادانان مي گويند : اگر او از نسل پيغمبر اسلام بود بمردم رحم مي کرد .

آري قرار بر اين است که ورق برگردد و اين بار مظلومان ظالمان را بکشند و من هنوز آماده نيستم و هنوز در خيالات خود سير مي کنم که آدم خوب کسي است که آزارش به مورچه اي نرسد ...

اما راه کجاست

۱- تقصيري ندارم يک عمر يا رحمان يا رحيم خوانده ام. اما فکر مي کنم اين روزها در کنار اين اذکار به ذکر ديگري نياز دارم و آن " يا منتقم " است. اگر قرار است از ظالمين انتقام گرفته شود منتظران هم بايد روحيه انتقام داشته باشند

۲-بايد آيات را هم کامل بخوانم . بايد غافر الذنب و قابل التوب را که مي خوانم بدون وقفه شديد العقاب ( غافر 3 ) را هم پشت سر آن بخوانم ...

۳- در اين روزها هم بايد از خدا بخواهم که تقوا را به من الهام کند تا بتوانم حق و باطل را تشخيص دهم و مشمول آيه ان تتقوا الله يجعل لکم فرقانا باشم .

۴- اللهم عرفني نفسک .. را هم بايد زياد بخوانم تا حق را باطل و باطل را حق نبينم توصيه هم همين است . 

۵- اميدوار باشم که مواردي را هم که نمي دانم به من عطا شود يا من يعطي من لم يسئله و من لم يعرفه تحننا منه و رحمه

---

پي نوشت : جمله منسوب به امام را در جائي احتمالا تابلوئي بود خواندم و سند قطعي آنرا نديده ايم. حتي اگر اين جمله فقط منسوب باشد مي توان به آيه ۷۴ سوره نساء استناد کرد: و من يقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما  

مطالب مرتبط : لباس شخصي کيست ؟ 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:14  توسط نقی مختاری  | 

         در روزهاي بعد از انتخابات دهم جهت گيري افراد را به راحتي مي توان با سخنان موضعگيريها و حتي سکوتشان تشخيص داد. هم در داخل و هم در خارج . موقعي که باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا بعد از انتخابات برخي درگيريهاي خياباني را ديد مواضع قبلي خود درباره ايران را تغيير داد. اوباما که اوايل از موضع گيري به نفع تظاهرکنندگان ايراني خودداري مي کرد به تدريج ماهيت دروني خود را نشان داد. اوباما پس از سخنان رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه در بيانيه اي از ايران خواست " تمام اقدامات خشونت اميز و غيرعادلانه را عليه مردم خود " متوقف کند. اوباما در اين بيانيه با بيان اينکه حق جهاني براي تجمع و بيان ازادانه بايد محترم شمرده شود تصريح کرد " در کنار همه انهايي ايستاده است که درصدد استفاده از اين حقوق هستند." موضعگيريهاي کشورهاي اروپائي بويژه انگليس فرانسه آلمان و ايتاليا هم بدينگونه بلکه شديدتر بود. آنها شروع به جشن و خوشحالي کردند. به نوعي طرح خاورميانه بزرگ که به بايگاني رفته بود دوباره تورق شد و تجزيه ايران دوباره مطرح شد. ضد انقلاب به سرعت فعال شد . مخالفان اصل حکومت هم اميدوار شدند . انگار گرگهاي گرسنه که اطراف آغل گوسفندان آرام نشسته باشند منتظر بودند يکي از گوسفندان با جرزني و يا شيطنت در را به روي آنها باز کند . همه اينها حکايت از يک موضوع جالبي داشت: و ما تخفي صدورهم اکبر . آيه اي از قران که مقام معظم رهبري در نمازجمعه آنرا قرائت کردند. آيه ۱۱۸ سوره آل عمران که بسيار دقيق با شرايطي کنوني مطابقت دارد :

" يا ايها الذين آمنو لا تتخذوا بطانه من دونکم لا يالونکم خبالا قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفي صدورهم اکبر قد بينا الايات ان کنتم تعقلون ( اي کساني که ايمان آورده ايد از غير خودتان دوست صميمي و همراز نگيريد که آنها در رساندن شر و فساد به شما ذره اي کوتاهي نخواهند کرد خشم آنها را از زبانشان مي توانيد بفهميد و البته آنچه در دل پنهان مي کنند بسيار بزرگتر است ما آيات خود را اين چنين روشن بيان مي کنيم اگر اهل تعقل هستيد ) . "

آري آنها آنچه در دل پنهان مي کردند بزرگتر بود . اما دربعد داخلي هم اين موضوع خود را نشان داد . افراد ماهيت دروني خود را که قبلا بروز نمي دادند آشکار کردند. برخيها مشخص کردند که تا زماني با اين انقلاب هستند که انقلاب با آنها باشد . نشان دادند که به اصطلاح ديگي که براي ما نجوشد همان بهتر که سر سگ در آن بجوشد. حتي به قيمت خوشحالي گرگهاي گرسنه . نشان دادند که منافع ملي و مذهبي چقدر براي آنها مهم است . برخي ها با جريانات خارجي همنوا شدند و يا با مواضع خود آنها را هدايت کردند.برخيهاي ديگر از گذشته خود ابراز پشيماني کردند. برخيها هم سکوت کردند تا ببينند باد کدام طرف مي وزد.برخيها نشان دادند که فقط خود کانديداها و يا نتيجه انتخابات مهم نبود و مطالب ديگري در دل پنهان مي کردند. اين موضوع بويژه بعد از سخنان رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه مشخص تر شد . سکوت افرادي که سوابقي هم دارند بسيار معني دار است. سکوت و بي طرف نشان دادن در اين برهه نه تنها قابل قبول نيست بلکه معني ديگري مي دهد. اين انتخابات ريزش و رويش هائي داشته است. اشخاص ديگر مهم نيستند. مهم جبهه هاست. فلا تشمت بي الاعداء . آري برخي دوستان دشمن شادمان کردند. نمي دانم دوستاني که دشمنان را شاد کردند دل به چه چيزي بسته اند. البته برخي از آنها وجود دشمن را هم انکار مي کنند و مي گويند : چرا مدام از دشمن حرف مي زنيد. کدام دشمن ؟ و يا مي گويند چرا دشمن تراشي مي کنيد؟ انگار که آيات الهي را فراموش کرده اند. مگر آيات " لتفسدن في الارض مرتين " در شان چه کساني نازل شده است ؟ انگار که " اشد النا س عداوه للذين آمنوا " را نخوانده باشند . راستي مگر خدا داناتر نيست ؟ " الله اعلم باعداءکم " را چه کنيم ؟ مگر او نگفته است که " لا تتخذوا اليهود و النصاري اولياء " يهود و نصارا را دوست و سرپرست خود قرار ندهيد . مگر نگفته هرکه آنها را دوست داشته باشند از آنهاست ؟ " و من يتولهم منکم فهو منهم " را براي چه کساني نازل کرده است. آري جبهه ها مهم است و نه اشخاص . اعرفوا الحق تعرف اهله . حق را بشناس اصحاب آنرا خواهي شناخت. راستي نکند وعده حق نزديک شده باشد. نشانه هاي آن اميدوارکننده است . سکوت و بي طرف نشان دادن سخت شده است و شايد هم روز به روز سخت تر شود :

کلما تقارب هذا الامر کان اشد للتقيه ( هرچه به اين امر - ظهور قائم عليه السلام - نزديکتر مي شويم تقيه سخت تر مي شود. )

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 9:47  توسط نقی مختاری  |