|
|
|
|
|
دست از قانون شکني برداريد. اي احمدي نژاد شريک جرم قانون شکنان ! روز قيامت چه جوابي داريد بدهيد !؟ اين برداشت من از مطلبي است که احمد توکلي در سايت الف نوشته است. احمد توکلي به اين علت که براي واردات بنزين مبلغي اضافه بر مصوبه مجلس هزينه شده انتقاد کرده و سپس خطاب به وزير نفت آنرا "دزدي از جيب مردم" تعبير کرده است و احمدي نژاد را هم " شريک جرم" معرفي کرده است . آقاي توکلي در ادامه آنرا به روز قيامت متصل کرده و تلويحا اشاره کرده به اينکه با اين حساب مسئولان دولتي که قانون شکن هستند در قيامت مورد سئوال قرار خواهند گرفت و چون اين کار جرم است و احمدي نژاد هم شريک جرم پس لابد به سمت جهنم سوق داده خواهند شد! اما سئوال من از آقاي توکلي اينست که اگر مجلس قانوني را تصويب کند که قابليت اجرائي ندارد چه کسي بايد آنرا اجرا کند؟ اگر اجرا يک اجراي مستمري باشد اما قانون دفعي باشد چطور ؟ آوردن متمم بودجه بعد از هزينه کردن براي اداره کشور موضوع جديدي است ؟ اگر مجلس در خواب باشد و کشور نياز مبرم به مساله اي داشته باشد چگونه بايد موضوع حل شود . مثلا اگر لايحه اي مثل لايحه خشکسالي که موجب ميلياردها تومان سود به نفع کشور مي شد به مجلس فرستاده شود و مجلسيها در تعطيلات باشند چه کسي بايد فوريت آنرا تشخيص دهد و اجرا کند ؟ در اجراي اين طرح هم اگر کمبود بنزين باشد مردم آن را به حساب دولت مي گذارند نه به حساب مجلس . آقاي توکلي ! در اين مطلب اصلا نگفته ايد که احمدي نژاد طرح هدفمند کردن يارانه ها را پيشنهاد داده بود و قرار بود از آذر امسال اجرا شود و با اجراي ان نيازي به اين برداشت اضافه نبود اما وقتي مجلس با آن مخالفت مي کند احمدي نژاد بايد چه خاکي بر سرش بريزد تا از آتش جهنم رهائي پيدا کند!؟ مادر قانونها " عدالت" است بفرمائيد که اختصاص بنزين به سرمايه دارها که سالهاست اجرا مي شود آيا قانون شکني نيست ؟ دولت هم مي خواست همين بي عدالتي را بردارد اما مجلسيها که الحمد لله در راس امور! هستند از اولش ساز مخالفت زدند. محمدرضا باهنر از لزوم " کشيدن ترمز دستي دولت در اجراي اين طرح" سخن گفت و البته مخالفتهاي احمد توکلي در اين موضوع واقعا در راس امور بود . بحمد الله با تلاش هاي احمد توکلي طرح تحول اقتصادي بويژه در بخش هدفمند کردن يارانه دارد به اثري باستاني تبديل مي شود. همين اقاي توکلي جزو طراحان اصلي طرح تثبيت قيمتها بود و به همين علت قيمت فراورده هاي نفتي بويژه بنزين را تثبيت کردند و چه خوب هم بقيه قيمتها را تثبيت کردند ! نتيجه همان شد که توکلي در اين مطلبش آورده يعني ترافيک و آلودگي و اينجور چيزها به اضافه تورم . اما آقاي توکلي اصلا نگفته که مسئول ميلياردها دلار پول زبان بسته اي که به علت طرح به اصطلاح تثبيت قيمتها هدر رفت و ميلياردها تومان ديگر که به علت به تاخير انداختن اجراي طرح تحول اقتصادي هدر مي رود چه کسي است ؟ قيامت شامل اين موارد هم مي شود يا نه ؟ اينها تناقض نيست ؟
يادم نرفته که رهبر معظم انقلاب عيد فطر پارسال درباره مصرف گرائي و اسراف سخن گفتند و تائيد کردند که " ما ملت مسرفي هستيم "و يکي از مصاديق آنرا بنزين معرفي کردند و گفتند که " کسي که توليد کننده نفت است وارد کننده فراورده نفتي بنزين است اين جاي تعجب نيست؟ " سپس درباره آثار و عواقب اسراف هشدار دادند و افزودند که " اينکه برخي دولتهاي خارجي دم به ساعت مي گويند تحريم مي کنيم تحريم مي کنيم تحريم مي کنيم و بارها هم تحريم کرده اند اميدشان به اين خصوصيت منفي ماست چرا که تحريم براي کسي که ول انگار در مصرف و خرج کردن باشد ممکن است اثر داشته باشد " . آقاي توکلي! اگر از آن در قيامت سئوال خواهد شد که قطعا خواهد شد درباره اين يکي سئوال نخواهد شد ؟ اگر شما طرح بهتري سراغ داريد که جلوي مصرف گرائي را بگيرد عرضه کنيد. يا حداقل بخاطر طرح تثبيت قيمتها از ملت حلاليت بطلبيد شما که در حلاليت طلبيدن سابقه دارید . اما چيزي که براي من عيان شده اينست که آقاي توکلي و سايت اش الف مثل برخي از به اصطلاح اصولگرايان جزو بيشترين افرادي هستند که " بي بند باري در گفتار عليه دولت" را هدايت کرده اند موضوعي که به تعبير رهبري " چيزي نيست که خدا به راحتي از آن بگذرد " . آقاي توکلي! بايد بگويم در اين مدت فقط نيمه خالي ليوان را ديده ايد . حتي از گفتمان دولت هم که به تعبير رهبري گفتمان انقلاب است حمايت نکرده ايد. لابد شما هم مثل برخي ها مي خواهيد کشور را از دست احمدي نژاد نجات دهيد !؟ شايد بگوئيد که قصد نقد داريد اما آيا عباراتي مانند " شريک جرم " و "دزدي از جيب مردم " / ادبيات منتقدانه است ؟ با عرض شرمندگي بايد بگويم که با اين حساب ما هم از شما عبور مي کنيم . در اين چند انتخابات گذشته هميشه به تو راي داده بودم اما ديگر نمي توانم . دقيقا مثل محمد خوش چهره / علي مطهري يا عماد افروغ و برخي ديگر از اصولگرايان . شايد هم در انتخابات بعدي خودم احساس تکليف کردم ! تا نامزد انتخابات مجلس شوم نه براي اينکه راي بياورم که يقينا راي نمي آورم نه براي اينکه به قدرتي برسم که ثروت بادآورده اي ندارم تا خرج آن کنم نه براي اينکه خدمت کنم که خدمت در جاهاي ديگر هم اگر بخواهم هست اما اگر نامزد شوم حداقل در آن صورت اگر رهبري فرمودند " بهتر است از 30 نفر حق انتخاب خود استفاده کنيد" مجبور نيستم ليستم را از اسم شما و چند نفر به اصطلاح اصولگرا پر کنم . مي توانم ليستم را با افراد نامشهور مثل خودم - حتي اگر احتمال راي آوريش نباشد - پر کنم که هم 30 تا را پر کرده باشم و هم به افرادي مثل حضرتعالی و علي مطهري و عماد افروغ و چند نفر ديگر - که قبلا راي داده بودم - راي نداده باشم. والسلام مطالب مرتبط قبلي حمايت از دولت به افق علي مطهري
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 18:10 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ديشب ( 20 بهمن) رفتم سينما فلسطين و فيلم اخراجيها 2 را ديدم . خيلي جذاب بود که انگار مثل برق گذشت و موقعي که تمام شد احساس کردم چه زود تمام شد. اگرچه بعضي از بازيگران تکراري بودند اما احساس بدي بهم دست نداد. و تعجب کردم وقتي فهميدم اين فيلم 120 دقيقه است . بعد از فيلم نشست نقد بود و پرسش و پاسخ با دست اندرکاران فيلم . افرادي که سئوال داشتند عمدتا به نيمه خالي ليوان نگاه مي کردند . چه حرفي براي گفتن داشتيد ؟ فلاني نقشش پر شده بود ؟ آيا کارتان تجاري است ؟ فلان صحنه چرا اينجوري بود ؟ مسعود خان ده نمکي هم با طمانينه جواب داد و بعضا هم نيش گفته هائي به دست اندرکاران مي زد. از اينکه فيلمهاي خاصي به بخش مسابقه رفتند و فيلم او با موضوع دفاع مقدس نرفته بود گلايه کرد. تعجب کرده بودم چون فکر مي کردم فيلمي به اين شکل بايد به بخش مسابقه رفته باشد و از نظر من شايسته مسابقه هم بود. مسعود از اينکه " او را در ميدان مين تنها گذاشته بودند " سخن گفت و عذرخواهي کرد از دست اندرکاران فيلم که به تعبير خودش " به پاي او سوخته اند ."
مسعود سپس جمله اي گفت که الحق درست هم بود . گفت موقعي که اخراجيهاي 1 ساخته شد روزنامه لس آنجلس تایمز تيتر مي زند که " فيلم اخراجيها معادلات ما را در منطقه به هم ريخت " چرا که نشان داد همه مردم در دفاع از کشور مصمم هستند و در ادامه از دستاورد سياسي آن سخن بميان آورد که ما چقدر بايد کار و هزينه بکنيم تا دشمنان به اين نتيجه برسند. ياد درسهاي دانشگاهي افتادم "بازدارندگي" / " بازدارندگي هسته اي " . پس مي توان اسم اين را هم گذاشت " بازدارندگي اخراجيها " . بعد از جلسه نزديک مسعود رفتم و خسته نباشيد گفتم و گفتم که کار کار ارزشمندي است و هرکسي جرات نمي کند با پول شخصي فيلم دفاع مقدس بسازد و نقدها را هم به جان بخرد. او در پاسخ به اين سئوال که مگر مسئولان هنگام ساخت فيلم نمي آمدند سر بزنند ؟ که او هم جواب داد حمايت هاي مسئولان حمايت معنوي و به تعبير درست تر حمايت ويتريني بود !
اگر چه " اخراجيها 2 " چاشني طنزش زياد بود اما به نظر من راهي است ميان بر براي جذب مخاطب چرا که 21 سال از جنگ گذشته و جذب کردن مخاطب براي چنين فيلمهائي بسيار کار سختي است . کاري که مسعود در اخراجيها 1 و 2 توانسته است با اين کار مخاطب را جذب کند و اين حرف که گفته مي شود اخراجيها افرادي را جذب کرد که در عمر خود فيلم دفاع مقدس نديده بودند حرف گزافي نيست . و همينهاست که نيمه خالي ليوان را نشان نمي دهد . با وجود ايراداتي که اين فيلم طبيعتا داشت اگر من داور بودم " قلب طلائي " را به اين فيلم اهداء مي کردم چرا که قلب کساني را فتح کرده است که از فضا دور بودند و به راحتي نمي توانستيم قلب آنها را فتح کنيم.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 17:0 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ضعيف انگاشته شدگان / ضعيف نگه داشته شدگان / ضعيف شدگان / اينها معناهائي است که براي مستضعفان بکار برده مي شود معناهائي که سي سال پيش رهبري الهي آن را فرياد کرد ... شاه بيت اين گزارش اين سخن مقام معظم رهبري است که مي گويند : " اگر ما کم داشته باشيم اما عادلانه عمل کنيم بمراتب ترجيح دارد بر اينکه زياد داشته باشيم و غير عادلانه عمل کنيم " قابل توجه کساني که توسعه را مقدم بر عدالت مي دانند! اين گزارش ظهر پنجشنبه ۱۷ بهمن از راديو ايران پخش شد . فايل صوتي اين گزارش را اينجا بشنويد
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:13 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
اسفند پارسال با وجود کارهاي زيادي که داشتم براي انتخابات مجلس تحقيق هم مي کردم که انتخابم درست باشد . بالاخره بيشتر ليستم را از جبهه متحد اصولگرايان انتخاب کردم . نام علي مطهري فرزند شهيد گرانقدر استاد مطهري هم در اين ليست بود . با عنوان " حامي دولت " در انتخابات نامزد شده است . خوشحال بودم به او راي دادم و چند نفر از فاميل را هم توصيه کردم که به او راي بدهند و انها هم همينکار را کردند. انتخابات تمام شد علي مطهري نفر سوم بود . حامي دولت وارد مجلس شد. مدتي بعد کردان به عنوان وزير کشور به مجلس معرفي مي شود . مطهري در جلسه راي اعتماد به او مي تازد و به احمدي نژاد نيز . مجلس به او راي مي دهد . و سه ماه التهاب آغاز مي شود . علي مطهري پيشقراول است . مشائي نامي هم که معاون رئيس جمهور است از دوستي با " مردم اسرائيل " سخن مي گويد انتقادها شروع مي شود و مطهري اين بار نه به مشائي که به احمدي نژاد مي تازد و طرح سئوال از رئيس جمهور را به خاطر يک " حرف " براي نخستين بار در تاريخ انقلاب هدايت مي کند .80 امضا جمع مي کند . رهبري وارد عمل مي شود . " غلط" بودن موضوع را براي مشائي روشن مي کند و براي مطهري نيز راه را که " اگر يکي يک حرفي از دهانش پريده است نبايد پي آن را گرفت " . مطهري چند روز بعد مي گويد ديگر پيگير موضوع مشائي نيست . چند روز بعد مطهري در مصاحبه با شهروند امروز از ولايت فقيه سخن مي گويد و اينکه " ولايت فقيه به معناي تعطيل عقل نيست . " کار کردان به استيضاح مي کشد. مطهري ناطق اول با آيه اول سوره عنکبوت سخنش را آغاز مي کند . احسب الناس ان يترکوا ... آيا مردم مي پندارند که همينکه بگويند ايمان آورديم رها مي شوند و آزمايش نمي شوند ؟ روز آزمايش است و ادامه مي دهد شاه بيت سخنش را به دل من مي نشاند " اگر پسر مرجع تقليد خلاف کند او را بايد به عنوان پسر مرجع تقليد محاکمه کرد و نه کس ديگري " . در اين سخنان که از راديو پخش مي شد بدون توجه به سخنان رهبري دوباره با لحني سرزنش آميز خطاب به رئيس جمهور دوباره "پي" سخنان مشائي را مي گيرد و مي گويد : " آیا بهتر نبود که این موضوع با یک تذکر در دولت حل می شد و آیا حتما باید در این گونه مسائل با ورود مجلس و رهبری موضوع حل شود ؟ ."
بالاخره همه آدمها و دانشگاهها خود را تبرئه مي کنند و همه کاسه کوزه ها سر کردان و بويژه احمدي نژاد مي شکند و به قولي بعضيها کردان تمام مي شود . مافياي عزيز هم نفسي تازه مي کند. چند روز بعد رهبري از بي بند و باري عليه دولت انتقاد مي کند و اينکه "خدا از آن نخواهد گذشت " . اما حمايت مطهري فقط به اين موارد ختم نمي شود حمايت مطهري از دولت از مرحله جديدي عبور مي کند . عبور از احمدي نژاد و معرفي ولايتي به عنوان جايگزين او مطلبي است که مطهري مطرح مي کند. کسي او را تحويل نمي گيرد. من و بعضي از دوستان خنده مان مي گيرد. مطهري سپس مثل بعضي ها جنس حمايت رهبري از دولت را جنس حمايت از همه دولتها قلمداد مي کند . اما ما که جنس را خوب مي شناسيم . " گفتمان دولت گفتمان انقلاب است " / "بي بند و باري در گفتار عليه دولت چيزي نيست که خدا از آن بگذرد " و " رئيس جمهور متعهد انقلابي کارامد و شجاع " و " اينکه اشرافيگري بعد از انقلاب ضعيف شد ولي امروز مسئولان دولتي ساده زيستند ". پيشتر هم بارها گفته بود. سفرهاي استاني را امتياز اول ناميدن و يا پيشرفتهاي هسته اي را مرهون ايستادگي شخص رئيس جمهور ناميدن کم چيزي است . اينکه نزديک انتخابات مجلس هشتم در جمع مردم تبريز اعلام مي کنند که " خطا کردند آن کساني که در اين سالهاي وسط هيجان زده شدند و گفتند انقلاب تمام شد انقلاب مرد امام فراموش شد ... امروز مردم به کساني راي مي دهند که شعارهاي انقلاب را بدهد " . حتي اگر اينها نبود ما فکر نمي کنيم چند اشتباه باعث بشود ما از کسي که به زحمت بدستش آورده ايم عبور کنيم . آقاي مطهري اخيرا هم گفته که احمدي نژاد صاحب فکر عميق نيست. سخن من با اقاي مطهري اينست که با اين حساب ما هم از شما عبور مي کنيم . اين رسم صداقت نيست که به عنوان حامي دولت راي مردم را بگيري و بعد بگوئي که " احمدي نژاد انتظارات ما را بر آورده نکرده است " آيا حامي دولت بايد انتظارات رئيس جمهور را براورده کند و يا رئيس جمهور بايد انتظارات حامي خود را !؟ از وقتي که وارد مجلس شدي چندبار از دولت حمايت کرده اي ؟. تو چقدر انتظارات دولت را برآورده کردي !؟ فقط نيمه خالي ليوان را ديدن بر اساس چه معيار شرعي و يا عقلي صورت مي گيرد ؟ حداقل مي توانستي از گفتمان دولت حمايت کني اما آيا اين کار را کرده اي !؟ اي کاش مي توانستم رايم را از تو پس بگيرم و يا تو را به عنوان " فرزند شهيد مطهري و نه کس ديگري " مواخذه کنم: ( لو ان لي بکم قوه ام آوي الي رکن شديد ) . فرزند همان کس که کتابهايش مبناي فکري نظام جمهوري اسلامي هستند و کتابهايش بدون استثنا خوبند . با " حماسه حسيني " حسين ع را شناخته ام با " نظام حقوق زن در اسلام " خانواده تشکيل داده ام با " ايمان کامل " تلاش کرده ام به سمت ايمان حرکت کنم و با " جاذبه و دافعه علي ع" معني تولي و تبري را فهميده ام . نکند فکر مي کني کسي که به جاي احمدي نژاد مي آيد بهتر خواهد بود ؟ اگر فردي بهتر از احمدي نژاد بود ما هم مي پذيرفتيم اما ولايتي صاحب کدام ويژگي برجسته اجرائي و فکري است که او را جايگزين احمدي نژاد مي کني ؟ اين قول نقل شده از معصوم ع براي ما بس است که " امام زمان عج موقعي ظهور خواهند کرد که همه آنهائي که داعيه عدالت داشتند به حکومت برسند و نتوانند " . هر کس ديگري هم بيايد منجي واقعي که نيست و حمايتهاي ما هم از رئيس جمهور همچون رهبري حمايتهاي گفتماني براي تقويت گفتمان است و نه حمايت از شخص چرا که همانطور که امام فرمودند اسلام قائم به شخص نيست تا چه رسد به جمهوري اسلامي . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 10:2 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
مردي با عباي شکلاتي سيد خندان رئيس جمهور سابقا محبوب چندي پيش گفته بود بايد کشور را نجات داد اما از دست چه کسي ؟ خب ما که کشور را نجات داده ايم از دست همانهائي که مرگ بر آمريکا را و مرگ بر اسرائيل را مي خواستند از قاموس انقلاب کنار بزنند . همانهائي که امام را به موزه فرستادند از جدائي دين از سياست حرف زدند. گفته مي شود سيد خندان بالاخره بله را گفته و براي انتخابات رياست جمهوري اعلام موجوديت کرده است. لابد شعارش همچنان آزادي بيان و جامعه مدني و دمکراسي و شعارهاي خوشکل ديگري است . لابد همچنان از شعار مرگ بر اسرائيل و مرگ بر آمريکا خوششان نمي آيد و مي گويد " براي من از مرگ سخن نگوئيد براي من از زندگي بگوئيد " . سالها سياست خارجي با شيوه سياست خارجي منفعلانه رقم مي خورد و مدام حسن روحاني به خدمت جک استراو و برادران آلماني و فرانسوي ! مي رفت و آنها هم فقط از تعليق حرف مي زدند و زندگي را در تعليق برايمان معني مي کردند و ما هم در تعليق زندگي مي کرديم . نمی دانستند که " ولن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم " آنها هرگز از ما راضی نمی شوند مگر اینکه از آنها اطاعت کنیم . حال می گویند که ما با دنیا ارتباط داشتیم و تشنج زدائی کردیم . بله تشنج زدائی کردید اما به قیمت اطاعت از آنها و این هنر نیست . خاتمي عزيز مي دانم که تو مفهوم سفرهاي استاني را به شکل ديگري معني مي کني و در 8 سال رياست جمهوري کمتر از پل سيد خندان به پائين شهر آمدي تا چه برسد به اينکه به سفر استاني بروي .اوايل يکبار سوار اتوبوس شدي امابعدا بيشتر کساني که در مناطق دورافتاده به تو راي دادند تو را نديدند . اگر تو درباره آمدن يا نيامدنت " نه " نمي گوئي بلکه جديدا " بله " را هم گفتي اگر براي اصلاحات نه 8 سال بلکه 28 سال را هم کافي نمي داني اگر به فکر نجات کشور هستي براي ما روشن تر صحبت کن . بگو معني اصلاحات چيست و مي خواهي کدام قسمت مملکت را اصلاح کني ؟ مي داني که در ۸ سال رياست جمهوري پاسخي به اين سئوال ندادي و برخي از طرفدارانت در روزنامه هاي زنجيره اي اصلاحات را حذف نهادهاي انقلابي معني مي کردند و تو سکوت کردي . شعار قانون را دادي اما وقتي طرفدارانت قانون اساسي را زير سئوال بردند سکوت کردي . اگر رهبري معظم انقلاب در سوم ارديبهشت ۷۹ از شارلاتانيزم مطبوعاتي سخن نگفته بود برخي از به اصطلاح طرفداران تو چيزي از اسلام و انقلاب و قانون اساسي باقي گذاشته بودند ؟ راستي محض اطلاع مي گويم يادم مي آيد خواهرم سال 76 به تو بخاطر سيد بودنت راي داد و سال 84 به احمدي نژاد . برادرمعلمم سال ۷۶ به تو راي داد و سال ۸۴ به هاشمي . من در آن سال بخاطر توصيه هاي جناح راست به ناطق نوري راي دادم الان مي فهمم که " ناطق فرمانيه نشين" هم آش دهن سوزي نبود و اتحاد کنوني شما نشان مي دهد از يک قماش هستيد. حال مي داني اين سه نفر سابقا متفاوت از يک خانواده اصلا دوست ندارند تو دوباره رئيس جمهور بشوي و اکنون به احمدي نژاد "درد مشترک تو و باقي نياور نشينان " راي مي دهند . توصيه من اينست که تو هم مثل احمدي نژاد شعارهاي انقلاب را بده و راهت را از حلقه نياوران جدا کن . احمدي نژاد با اينکه ايراداتي دارد و بعضا افرادي پاشنه آشيل گونه هم در دولت وي پيدا مي شوند اما شعارهايش و پرکاريش نظير ندارد او اصلا شرم نمي کند که در سازمان ملل دعاي فرج را بخواند . سيد اولاد پيغمبر يوسف فاطمه س در دولت تو فراموش شده بود و تو از اينکه ممکن است اين انقلاب به انقلاب مهدي عج متصل شود سخن نمي گفتي . تو نمي گفتي که يکي از شعارهاي اصلي اين انقلاب اين بود که " خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار " . اما احمدي نژاد به اين شعار معتقد است . او بود که در نخستين ديدارش از سازمان ملل بخش قابل توجهي از وقت محدود سخنرانيش را به خواندن دعا براي موعود نهائي اختصاص داد و او را به جهانيان معرفي کرد . اشتباهاتي هم اگر داشته باشد يقينا مي دانيم احمدي نژاد "در انتظار موعود " است و دعا مي کنيم که موعد نهائي کمکش کند تا اشتباهي نکند. خاتمي عزيز مي داني که طرفداران تو به بهانه دمکراسي حتي با ولايت فقيه و حکم حکومتي هم مخالفت مي کردند اما تو هيچ نمي گفتي که احتمالا به اين علت بود که از به خطر افتادن آزادي بيان واهمه داشتي ! اما احمدي نژاد معتقد است که " زندگي در سايه ولايت فقيه تمرين براي زندگي در کنار امام معصوم ع است " . خاتمي عزيز اگر مي خواهي بيايي بيا اما شعارهايت را به گفتمان انقلاب تغيير بده شايد تعداد راي هايت افزايش يابد اگر هم افزايش نيابد ارزش آرايت بيشتر است. در هر صورت اين را هم بدان که ما کسي را که رهبر عزيزمان او را " رئيس جمهور انقلابي متعهد کارامد فعال و شجاع " ناميده است تنها نخواهيم گذاشت .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 8:16 توسط نقی مختاری
|
|
||