تبليغاتX
درانتظار موعود
فاذا جاء وعد الآخره ليسوؤ وجوهکم و ليدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره و ليتبروا ما علوا تتبيرا

 

مافيا به شبکه اي به هم پيوسته از افراد گفته مي شود که براي رسيدن به منافع اقتصادي و سياسي به هر کار ممکني دست مي زنند و در اين ميان از ارزشهاي انساني و وجداني خبري نيست. اين شبکه ممکن است با تاسيس رژيمهاي حقوقي نيز رفتارهاي خود را دائمي کنند تا اين چرخه ادامه داشته باشد .  در فضاي سياسي کنوني کشور برخيها از وجود مافيا سخن مي گويند و برخي ديگر وجود آن را رد مي کنند . البته از لحاظ نظري و در سطح جهاني هم برخي  از نظريه پردازان وجود مافيا را به يک شکل ديگري مطرح مي کنند . شايد مافيا را بتوان با نظريه قمر - متروپل آندره گوندر فرانک نظريه پرداز مسائل جهان سوم تطبيق داد . فرانک معتقد است متروپلها دائم به سوي توسعه و قمرها به سوي توسعه نيافتگي پيش مي روند. شايد تعبير عمومي که فقرا فقيرتر و ثروتمندان ثروتمند تر مي شوند همان نظريه قمر - متروپل فرانک باشد . به گفته فرانک متروپل جهاني موجودي جامع و فراگير است . به عنوان مثال در برزيل اگرچه شهرهائي مثل سائوپائولو يک متروپل محسوب مي شود و بخش قابل توجهي زحمات فقرا در ساير شهرها و روستاهاي برزيل در اين شهر انباشت مي شود اما خود اين شهر متروپل مستقلي نيست بلکه ثروتهاي اين شهر به متروپلهاي اصلي در انگليس و آمريکا هدايت مي شود . از نظر فرانک قمرها هنگامي به توسعه مي رسند که رابطه آنها با متروپلها در سست ترين وضعيت قرار داشته باشد. ( * )اما توجه به آموزه هاي ديني و عقيدتي نشان مي دهد وجود مافيا در کشور و بالاتر از آن در جهان قابل تصور است. حال فرق نمي کند اسم آنرا مافيا بگذاريم يا متروپل و يا از اصطلاحات ديني استفاده کنيم .

---

در قران کريم آيات مختلفي در اين زمينه وجود دارد:

1- و کذالک جعلنا في کل قريه اکابر مجرميها ليمکروا فيها (1 ).( و اينطور ما در هر منطقه اي سرکردگاني از مجرمان قرارد داده ايم تا در آن به مکر و حيله بپردازند .)

2- و کذالک جعلنا لکل نبي عدوا شياطين الانس و الجن يوحي بعضهم الي بعض زخرف القول غرورا و لو شاء ربک ما فعلوه ... (2) ( و اينطور ما براي هر پيامبري دشمني از شياطين انس و جن قرار داديم که بعضي از آنها سخنان فريبنده خود را بر بعضي ديگر القا مي کنند اگر خدا مي خواست نمي توانستند اين کار را بکنند ...

---

آيه نخست دلالت دارد که خدا در هر منطقه و قريه اي افرادي با عنوان اکابر مجرميها ( بزرگان مجرمان ) قرار داده تا مکر و حيله بکار برند . به تعبير علامه طباطبائي همه اعمال مجرمانه منشاش اين اکابر هستند و اصاغر که همان عامه مردم باشند تابع هستند و اراده مستقلي ندارند. ( 4 )

نکته ديگر اينکه اين اکابر براي خود افراد مختلفي را اجير کرده اند و از طريق آنها همه جا را زير نظر مي گيرند تا مبادا منافع آنها تهديد شود. از اين افراد پائين دستي در متون فقهي و روائي ما به " اعوان الظلمه " تعبيرشده است . ائمه اطهار آنقدر نسبت به کمک به ظالمين حساس بودند که حتي حاضر نبودند در مقام کمک متکائي را پشت ظالمي بگذارند و يا با قلم مدي را روي الفي قرار دهند. ( 3) اما مساله اي که باعث مي شود اين موضوع به يک شبکه تبديل شود اينست که افراد پائين دستي که بعضي از آنها براي لقمه ناني حاضرند به کارهاي مجرمانه دست بزنند به راحتي اجير مي شوند و اگر اين اکابر اين افراد پائين دستي ( اعوان الظلمه) را نداشتند هرگز نمي توانستند به کارهاي مجرمانه گسترده اي خود دست بزنند. به همين علت در افتادن با اين اکابر کار سختي است و اگر هم کسي بخواهد مقابله کند نهايت با همين افراد پائين دستي در گير مي شود و نمي تواند " سر شبکه ها" را پاره کند و حتي اگر زورش برسد از افراد پائين دستي چند نفر را پاره کند به زودي اعوان الظلمه ديگري جايگزين مي شوند.

نکته اي که در آيه دوم به آن اشاره شده است اينست که همه انبيا دشمناني در قالب "شياطين انس و جن" داشته اند و با توجه به اينکه اجراي عدالت نهايت مقصد انبيا بوده است مهمترين هدف اين شياطين مقابله با عدالتخواهي بوده است . به همين علت است که در طول تاريخ هر کس براي عدالت قيام کرده است سيلي خورده است و عدالتخواهان واقعي بيشترين دشمنان را داشته اند. ظلمي که در حق ائمه اطهار عليهم السلام بعد از رحلت پيامبر اکرم ( ص ) رفت نشان مي دهد که اينها عدالتخواهان واقعي بودند و به همين علت همه انها بدست ظالمان به شهادت رسيدند تا اينکه خدا به خاطر اين ظلمها آخرين ذخيره الهي يعني مهدي موعود عج از نظرها پنهان کرد . ائمه اطهار ع در روايات متعدد علت غيبت حضرت مهدي عج را کمبود يار معرفي کرده اند. به عنوان مثال وقتي زراره ابن اعین از امام صادق ع از علت غيبت قائم عج مي پرسد حضرت جواب مي دهد از ظالمين مي ترسد و اگر خودش را معرفي کند بدست آنها کشته مي شود. ( 5 ) کمبود يار و ترس از شبکه گسترده ظالمان باعث شده است ائمه اطهار از يک ابزار اساسي و کارساز بنام " تقيه " استفاده کنند و به شيعيان خود نيز استفاده از اين ابزار را توصيه کنند. آيا استفاده از اين ابزار نشان نمي دهد که شبکه هاي مافيائي ثروت و قدرت هميشه و همه جا وجود دارند ؟ تقيه به معناي سکوت مطلق دربرابر ظلم نيست بلکه مخفي کردن عقيده است براي ترس از کشته شدن و يا مصلحتي بالاتر و به نوعي عقب نشيني استراتژيک و عدالتخواهي مدبرانه است . اگر فرياد عدالتخواهي موجب اثر نشود نه تنها توصيه نشده است بلکه در صورتي که بدون اثر موجب ضربه خوردن باشد حرام هم هست. تقيه يعني عقب نشيني براي تجديد قوا .

طبيعي است اگر هر فردي يک تنه بخواهد در برابر شبکه گسترده اي از ظلم قد علم کند کشته مي شود و در صورتي که کشته شدن او فايده اي نداشته باشد مصداق خودکشي است ( و لا تلقوا بايديکم الي التهلکه ) ( 6) . مگر اينکه ترک تقيه براي حفظ اساس اسلام باشد و آنچه سيد الشهدا در عاشورا انجام دادند مصداق حفظ اصل اسلام است . و يا اينکه اگر تقيه نکند جان کسي به خطر مي افتد که نظر قاطبه فقها اينست که در خون تقيه نيست. روايت ابوحمزه ثمالي از امام صادق ع هم بر همين اصل اشراف دارد:

( انما جعلت التقيه ليحقن بها دماؤکم فاذا بلغت التقيه الدم فلا تقيه - تقيه قرار داده شده است تا خون شما حفظ شود پس وقتي که تقيه به مرحله خون رسيد تقيه جايز نيست ) . ( 7) مگر اينکه ترک تقيه باعث ضربه به اساس اسلام باشد. البته برخيها آنقدر تقيه مي کنند که اصل کار را رها مي کنند . ادامه روايت مذکور نهي از همين حالت است ( وايم الله لو دعيتم لتنصرونا لتقولن لانفعل انما نتقي - به خدا قسم اگر شمابه ياري کردن ما دعوت شويد خواهيد گفت ما اين کار را نمي کنيم ما در حال تقيه هستيم ) . آنچه در متون فقهي " نواميس خمسه " ناميده شده است نيز نشان از رتبه بندي تقيه است . اگر مال و آبرو و خانواده و جان و اسلام را نواميس خمسه بدانيم ترتيب در رعايت تقيه بايد مد نظر باشد . اگر امر داير شود بين اينکه اگر مال را ندهيم جانمان از دست مي رود بايد مال را بدهيم و جان را حفظ کنيم به همين ترتيب . در نهايت همه اينها اسلام قرار دارد و اگر امر داير باشد بين چهار ناموس اول و حفظ اسلام بايد همه چهار مورد يعني جان و مال و آبرو و خانواده را فداي اسلام کرد و آنچه سيد الشهدا انجام داد بر اساس همين اصل بنا شده است. ممکن است برخي ها بگويند تقيه مربوط به دوران ائمه اطهار عليهم السلام بوده است و در حال حاضر تقيه مفهومي ندارد و شايد هم قيام امام راحل را مثال بزنند که چطور پس ايشان تقيه را رها کردند و قيام کردند . بايد گفت تقيه مراحل مختلفي دارد و وقتي امام ديدند در قيام پانزده خرداد مردم بي گناه بدست رژيم سفاک پهلوي به خاک و خون کشيده شدند تقيه را رها کرد چون در خون تقيه نيست اما اينطور نبود که وي مراتب مختلف تقيه را مد نظر نداشته باشند.

در ضمن روايات ائمه اطهار از جمله روايت محمد ابن مسلم از امام صادق ع نيز تصريح دارد که در دوران ظهور نه تنها تقيه از بين نمي رود بلکه سخت تر نيز مي شود . ( کلما تقارب هذا الامر کان اشد للتقيه - هرچه به اين امر ( ظهور قائم عج ) نزديک مي شويم تقيه سخت تر مي شود ). ( 8 )

 اين بدان معنا نيست که عدالتخواهان در اين دوره کم هستند زيرا همانطور که اشاره شد علت غيبت امام ترس از کشته شدن بدست ظالمان و کمبود ياران واقعي است . امام عصر عج موقعي خود را معرفي خواهد کرد که ياران قابل اتکائي پيدا شوند و طبيعي است که هرچه به ظهور نزديک مي شويم عدالتخواهان نيز زياد خواهند شد و علت اينکه امام راحل در وصيتنامه خود ملت ايران را بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله و ملت کوفه و عراق در عهد امير المومنين معرفي کرده است ناظر بر همين امر است. اما عدالتخواهان بايد در عين عدالتخواهي احتياط کنند و مراتب تقيه را در نظر بگيرند و بي گدار به آب نزنند. سخنان رهبر معظم انقلاب در شيراز به دانشجويان عدالتخواه هم نشاندهنده همين استراتژي ايشان است . وقتي ايشان به دانشجويان توصيه مي کند در عين عدالتخواهي وارد مصاديق نشوند تا از شر قانوندانان قانون شکن در امان باشيد آيا اين توصيه همان تقيه نيست ؟ بر اساس آنچه گفته شد وجود مافيا دور از واقعيت نيست و حضور آن را همه کما بيش احساس مي کنند. اگر منظور از مافيا شبکه هاي قدرت و ثروت است چه فرق مي کند اسم آن اصطلاح لاتين "مافيا" باشد و يا اصطلاح قراني "اکابر مجرميها" و "يا شياطين الانس و الجن" و يا اصطلاح ساختاري نظريه پردازان توسعه با عنوان "قمر- متروپل ".

نکته حائز اهميت اينکه بايد بدانيم مافياي داخل کشور بسيار کوچکتر از مافياي جهاني است . مافياي جهاني امروزه در همه جاي جهان نفوذ کرده اند . اما اين به معني اين نيست که در داخل کشور شبکه هاي قدرت و ثروت وجود نداشته باشد بلکه به خاطر نظارتهاي رهبري و مردم انقلابي ايران بيش از اين توان عرض اندام را ندارند. با اين حال اين شبکه ها به ثروتهاي کلاني رسيده اند و اختلاف طبقاتي ايجاد شده در کشور حاکي از اين امر است و اين شبکه ها هر روز به شکلهاي مختلف به فکر کسب ثروت و قدرت هستند . اما نکته قابل توجه اينکه قرار دادن اکابر مجرميها و يا شياطين انس و جن خواست خدا بوده است چون خدا به انسان اختيار داده است و در ضمن براي آزمايش ايمان آنها اين سختيها را پيش رو قرار داده است و اگر چنين نبود ثواب و عقاب اخروي مفهومي نداشت. نتيجه بحث اينست است عدالتخواهي يک اصل است و به تعبير رهبر انقلاب نبايد يک لحظه در عدالتخواهي کوتاهي کرد اما در عين حال بايد با احتياط و دقت کامل و توجه به شبکه گسترده ظلم در داخل و خارج کشور صورت گيرد . آنچه فرانک به آن اشاره کرده که قمرها هنگامي به توسعه مي رسند که رابطه آنها با متروپلها سست ترين وضعيت باشد شايد با مفهوم فقهي " اعوان الظلمه " مطابقت داشته باشد . طبيعي است اگر متروپلها را ظالمان اصلي و قمرها را اعوان الظلمه فرض کنيم در صورتي که رابطه بين اعوان الظلمه با ضالمان اصلي در سست ترين حالت باشد قمرها به توسعه خواهند رسيد . به عنوان مثال پيشرفتهاي علمي ايران در فضاي تحريم خود گواهي است بر اين ديدگاه . اگر ايران خود را وابسته به غرب مي پنداشت به هيچ وجه نمي توانست به پيشرفتهاي علمي اين چنيني دست يابد چون وابستگي يعني مصرف گرائي عقب ماندگي و کمک به پيشرفت سرمايه داري . البته هرچقدر تعداد اعوان الظلمه کمتر شود ظالمان اصلي نخواهند توانست روز به روز بر قدرت و ثروت خود بيفزايند . اما روايات نشان از افزايش تعداد عدالتخواهان و پيروزي تدريجي جبهه حق عليه باطل است و اين موضوع در روايات از وجود جريانات عدالتخواهي قبل از ظهور حضرت مهدي ع است . به عنوان مثال در روايات چهار جريان عدالتخواهي با رهبران مشخص نامبرده شده است . " ظهور مردي از قم " که مردم را به خدا دعوت مي کند و افراد زيادي دور او جمع مي شوند يکي از اين جريانات است . سه نفر ديگر که همزمان با ظهور است يعني "سيد خراساني " و سيد حسني " از ايران و "سيد يماني" جريانات عدالتخواهانه اي است زمينه هاي عقب نشيني جبهه باطل را فراهم خواهند کرد و برخي شبکه هاي اصلي و مافيائي ظلم را شکست خواهند داد و در نهایت زمینه را برای ظهور فراهم خواهند کرد .  همه اينها نشان مي دهد که امام عصر عج نه با دست روي دست گذاشتن بلکه با گسترش فرياد عدالتخواهي در جهان ظهور خواهند کرد. طبيعي است فرياد عدالتخواهي اگر با برخي احتياطها مدبرانه همراه نباشد در نطفه خفه خواهد شد.

-----

* احمد ساعي / نظريه هاي توسعه و توسعه نيافتگي نشر علوم نوين صص ۱۱۶ و ۱۱۷

1و 2- سوره انعام آيات 123و 112

3 - رجوع شود به تهذيب الاحکام شيخ طوسي کتاب المکاسب بخش مکاسب المحرمه

4 -علامه طباطبائي / الميزان ذيل آيه 123 سوره انعام

5 - کمال الدين صدوق به نقل از کتاب مهدي موعود ترجمه علي دواني ( جلد 13 بحار الانوار )

6 - سوره بقره آيه 195

7 - تهذيب الاحکام شيخ طوسي کتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنکر

8 - محمد ابن يعقوب کليني / اصول کافي کتاب الايمان و الکفر باب التقيه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:28  توسط نقی مختاری  | 

باخبر شديم 300 درخت کهنسال در يکي از روستاهاي سرسبز در کوير مرکزي ايران قطع شده است .

راوي اين خبر يکي از دوستان موثق است که خودش يزدي است و اخيرا از سفر يزد برگشته است  . اين درختان که عمدتا 100 تا 150 سال عمر دارند هفته گذشته در روستاي " حاجي آباد زرين" از توابع اردکان يزد قطع شده است و طبق برنامه قرار است هفت هزار درخت ديگر قطع شود. به گفته اهالي اين روستا اداره جهاد کشاورزي اردکان اين طرح را با هدف کاشت درختان جديد! قطع کرده است. بيشتر اهالي روستا به قطع درختان اعتراض کرده اند و گفته مي شود به دليل اعتراضات ادامه اجراي اين طرح متوقف مانده است . جالب توجه اينکه در سفر استاني دولت به استان يزد روستاي حاجي آباد زرين به دليل ويژگيهاي منحصر بفرد از جمله " نخلستان متراکم " به عنوان منطقه ويژه گردشگري معرفي شد و مسئولان محلي موظف شدند در اين باره برنامه ريزي کنند. اصطلاح " برنامه ريزي"  در اين مصوبه مرا مشغول خود کرد . اما موضوع موقعي برايم جالب شد که همکارمان گفت مدیر اداره جهاد کشاورزي اردکان در انتخابات مجلس هشتم رئيس ستاد انتخاباتي محمد رضا تابش نماينده اردکان و رئيس فراکسيون اقليت بود . محمدرضا تابش که در تذکر دادن به رئيس جمهور و اظهار نظر درباره وزرا سابقه درخشاني دارد اخيرا در تذکري  به رئيس جمهور خواستار تشكيل جلسه " شوراي هماهنگي توسعه پايدار مناطق كويري" شده است .

در روايتي مي خواندم که بعد از ظهور حضرت مهدي عج تمام خشکيهاي روي کره زمين سرسبز مي شود بطوري که فاصله بين مکه و مدينه که هم اکنون بياباني بي آب و علف است درخت خرما کاشته مي شود. البته در روايت نديدم که آيا فاصله مکه و مدينه هم به " نخلستان متراکم " تبديل مي شود يا نه اما طبق اين روايت تمام نقاط کويري از جمله کوير مرکزي ايران سر سبز مي شود. البته تحقيق و تفحص از اينکه رئيس ستاد انتخاباتي آقاي تابش چطور سر از دولت نهم درآورده است به من مربوط نيست و اشکال محتوائي هم نمي بينم به هر حال آدمها بايد بر اساس صلاحيت به کاري گماشته شوند . اما از آنجا که اين روايت مربوط به بعد از ظهور است نمي دانم چرا اين فکر خيالي در ذهنم متصور شد که احتمالا به مصلحت نيست قبل ازظهور مناطق کويري کوير بودن خود را از دست بدهند و وجود "‌ نخلستان متراکم " خلاف نص صريح روايت به نظر مي رسد . فکر خياليم همچنين به من گفت که اين نخلستان احتمالا " متراکم ماندن خود " را با " شوراي هماهنگي توسعه پايدار مناطق كويري" که رئيس جمهور تذکر تشکيل آن را دريافت کرده است هماهنگ نکرده است ! خيال است ديگر هزار جا مي رود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 8:43  توسط نقی مختاری  | 

 

يکي از مسئولان نسبتا سابق که هم اکنون عضو تشخيص مصلحت هم هست اخيرا درباره کشاورزي صحبت کرده و از اينکه " حمايت لازم از توليدگران" نمي شود و " امنيت غذائي " جامعه مورد تهديد قرار گرفته نگراني خود را بروز داده است . اين مسئول که " زي طلبگي" هم به تن دارد همچنين از واردات بي رويه انتقاد کرده و گفته که " مردم ايران هرگز عادت نداشته‌اند که در تابستان پرتقال بخورند اما متاسفانه دلارهاي کشور صرف واردات پرتقال و ساير ميوه‌هاي باغي مي‌شود" . اين جملات را که از ايشان خواندم ياد همکاري افتادم که درباره خانه اي صحبت مي کرد که اين مسئول " نسبتا سابق " در آن زندگي مي کند . خانه اي در ولنجک (مقدس اردبیلی ) در شمال تهران که همکار ما آن را فقط " بزرگ " توصيف کرد و با وصفی که من از خانه های این منطقه دیده ام فورا تصوري خيالي در ذهنم احساس کردم که پس اين خانه بايد هزار متري باشد. می گفت داخل خانه نرفته اما سگی را که سرش را از در خانه بیرون آورده بود و احتمالا  نگهبان این خانه بوده است دیده است . پيش خودم فکر کردم - اگر اين موضوع صحت دارد - چقدر خوب است آدم در ولنجک بنشيند و درباره کشاورزان و امنيت غذائي نگران باشد . اين نشان مي دهد که بعضي ها حتي اگر ولنجک نشين باشند نمي توانند درباره به خطر افتادن " امنيت غذائي" که براي قشر ضعيف و گرسنه جامعه مضر است بي تفاوت باشند . " زي طلبگي " اين فرد احتمالا بي تفاوت نبودن او را دو چندان کرده است چرا که مولا در شقشقيه اش از " عهد خدا با علما" صحبت کرده است عهدي که فقط يک بند دارد و آن " بي قراري دربرابر شکم بارگي ظالم و گرسنگي مظلوم " است. اين فرد بي قرار چه خوب فهميده است که نبايد مردمي را که فقط در فصل خود پرتقال مي خورند بد عادت کرد و با صرف " دلارهاي کشور " در غير فصل آن هم پرتقال خور بار آورد.

البته نمي دانم منظور از اين "مردم" در سخنان ایشان "مردم ولنجک و اطراف آن "  است يا مردم مناطق مختلف کشور؟ اما اگر منظورشان مردم مناطق مختلف کشور است  جاي شکرش باقيست که ايشان   از راه دور به سفرهاي استاني رفته اند و فهميده اند " مردم " ایران نه تنها در فصل خود پرتقال مي خورند بلکه بعضا بدعادت شده و در تابستان هم پرتقال می خورند !

گرچه دوريم به ياد تو سخن می گوييم    

  بعد منـزل نبود در ســفر روحـــانی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 7:35  توسط نقی مختاری  | 

مرثيه اول : در مدت دو سالي که خبرنگار حوزه قضائي هستم در نشست هاي خبري سخنگوي قوه قضائيه که حضور پيدا مي کنم دو خبرگزاري خارجي يعني فرانس پرس و آسوشيتد پرس مهمترين سوژه اي که پيگيري مي کنند و به عنوان سئوال از سخنگوي قوه قضائيه مي پرسند بحث اعدام افراد زير 18 سال است . البته آنها خودشان هم مي دانند که منظور 15 تا 18 سال است اما به اختصار زير 18 سال را مي گويند تا اعدام کودکان هم تداعي شود . اين خبرگزاريها بويژه فرانس پرس تا آنجا پيش رفته است که مي گردد در خبرها پيدا مي کند که مثلا آقاي س نوجوان 17 سال در يکي از شهرهاي استان فارس که مرتکب قتل شده است قرار است اعدام شود توضيح دهيد ؟ و هدف آنها هم به زعم خودشان حمايت از حقوق بشر است اما جالب است در اين چند ماهي که غزه در محاصره است و کودکان زير 10 فقط به جرم " ساکن غزه بودن "‌جان مي دهند و آب و برق و مواد غذائي ندارد حقوق بشر اين خبرگزاريها خشکيده است .

 

مرثيه دوم : وهابيون را که مي شناسيد مي گويند که خيلي دلشان به حال اسلام مي سوزد و مخصوصا زائران ايراني را که به مکه و مدينه مي روند و مي خواهند قبر مطهر حضرت رسول ص و ائمه بقيع را زيارت کنند مشرک خطاب مي کنند و مي گويند خدا " بشر" را خلق کرده است و فقط بايد او را پرستيد . همينها همزمان با محاصره غزه با ايادي صهيونيست سر يک سفره نشستند و احتمالا محور مذاکرات " مسائل مهم حقوق بشر در جهان " بود!

مرثيه سوم : اگر يادتان باشد يکي از نمايندگان مجلس که سابقه حضور در ينگه دنيا را هم دارد در جلسه استيضاح اخير براي اينکه بگويد دروغ چقدر بد است به جاي استناد به قرآن کريم ( مثل آيه ان الله لا يهدي من هو مسرف کذاب ) و يا سخنان معصومين ع ( النجاه في الصدق ) به ماجراي دروغ گفتن کلينتون به قاضي درباره يک موضوع خصوصي استناد کرد و به اصطلاح چنان آمريکا را "پيشرفته و متعالي و به فکر حقوق بشر" معرفي کرد که در آن قاضي مي تواند يک رئيس جمهور را به علت دروغ گفتن به " نوع بشر" محاکمه کند. اما اصلا نگفت که هيچ قاضي اي جرج بوش را که با دروغي بزرگ به نام " وجود سلاحهاي کشتار جمعي " به عراق حمله کرد و هزاران نفر از نوع بشر را به کشتن داد محاکمه نکرد. اکنون هم که 1 و نيم ميليون نفر از نوع بشر در غزه با بحراني بزرگ و در سکوت "آمريکاي پيشرفته" دست و پنجه نرم مي کنند حقوق بشر تعطيل است .

مرثيه چهارم : روزنامه هاي پرتيراژ منتقد همه چيز را که مي شناسيد همانهائي که از دو سال پيش تاکنون کل دغدغه شان اينست که فلاني براي انتخابات مي آيد و يا فلاني نمي آيد دريغ از يک تيتر يا عکس از وضع بحراني غزه و احتمالا استدلال مي کنند که مهم " حقوق بشر داخلي " است وقتي در داخل ما اين همه بدبختي - که ما آنرا تيتر مي کنيم - داريم غزه که ديگر مهم نيست . بماند که همين شکست خوردگان سياسي که در سالهاي نه چندان دور در راس قدرت بودند بدبختي هاي داخلي هم برايشان آنقدرها که باید مهم نبود.

مرثيه پنجم: ...

مرثيه ... : ...

.

.

.

غزه ايستاده مي ميرد ( دلم گرفت اي هم نفس )

ما همچنان در خوابيم( فصل آگاهي )

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 10:56  توسط نقی مختاری  |