تبليغاتX
درانتظار موعود
فاذا جاء وعد الآخره ليسوؤ وجوهکم و ليدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره و ليتبروا ما علوا تتبيرا
 

نامه عماد افروغ  به موسويان و نامه متقابل موسويان  را خواندم. موضوع پرونده موسويان به دلايل مختلف براي من گيج کننده شده است و 6 سئوال برايم هنوز بي پاسخ مانده است

آقاي افروغ خود را يک اصولگرا مي داند و آقاي توکلي هم که قبلا نامه حلاليت خواهي منتشر کردند نيز همينطور و در طرف مقابل هم رئيس جمهور وزير اطلاعات و آقاي الهام هم که قبلا درباره موسويان صحبتهائي داشتند خودشان را اصولگرا مي دانند. اما تناقضائي که درباره اين پرونده مطرح شده است نشان مي دهد از دو طيف يک طيف از اصل افتاده اند . اما نامه افروغ ابهامات مرا بيشتر مي کند . اميدوارم آقاي افروغ به اين سئوالات و ابهامات پاسخ دهند:

1- بعد از اتهامات وزير اطلاعات و برخي اتهامات که ديگر در رسانه ها منتشر شد که در نامه موسويان به افروغ نيز به بخشي از آن اشاره شده است آقاي الهام سخنگوي دولت تاکيد کردند که بهتر است جلسه محاکمه علني باشند اما قوه قضائيه موافقت نکرد و باقي ماجرا . علت علني برگزار نشدن اين جلسه مسائل امنيتي اعلام شد اما سخن اينست که مگر وزير اطلاعات مسئول امنيت کشور نيست و يا رئيس جمهور رئيس شوراي عالي امنيت ملي نيست پس چرا با درخواست دولت موافقت نشد ؟

2 - آقاي افروغ گفته اند که با رجوع به افراد مطلع و اسناد مرتبط به يقين رسيده اند که موسويان قرباني شده اند. سئوال اينست که اگر اسناد سري بوده و پرونده به تشخيص قاضي امنيتي بوده و نبايد محاکمه علني مي شده چرا بايد آقاي افروغ که الان حتي نماينده مجلس هم نيست و يک شهروند عادي محسوب مي شوند بايد اين اسناد را ببيند و امثال ماها نتوانيم آنها را ببينيم تا قضاوتمان را اصلاح کنيم ؟

3- آقاي افروغ در بند پاياني نامه خود به موسويان اينطور بيان کرده اند که " امروز با جماعتي مواجهيم كه رندانه و در لباس مدعيان ارزش‌هاي اسلامي، هر عمل غيراخلاقي و قبيحي را مباح مي‌شمارند، جماعتي كه تا ديروز سكوت اختيار كرده بودند، از هيج رفتاري ، هتك حرمتي، افترا و برچسبي ابا ندارند و اي كاش اين رفتارهاي مذموم و ناپسند، همانند دوره‌اي از جمهوري اسلامي،‌به نام دين و انقلاب صورت نمي‌گرفت. " برداشت من از لفظ " جماعت " در اين بند با توجه به قرائن موجود دولت نهم است . اگر غير از اينست اي کاش تبيين مي کرديد که منظور از اين " جماعت" چه کساني است و اگر برداشت من غلط نيست آيا همان دولتي را که گفتمان آنرا مقام معظم رهبري گفتمان انقلاب اعلام کردند شما متهم مي کنيد ؟ اگر اهل منطق باشيد مي دانيد که واژه هاي " هر " و "هيچ " بار معنائي وسيعي دارد و حتي اگر بر فرض مثال در اين مورد افترا زده شده است نمي توانستيد از واژه " هر " و " هيچ " استفاده کنيد و بايستي از واژه هائي نظير " برخي " و يا "در اين مورد " استفاده مي کرديد .

4- بر اساس سنت نبوي " انما اقضي بينکم باالبينات " و " فقه جعفري " البينه للمدعي و اليمين علي من انکر " شما که در مقام قضاوت برامده ايد بايد دلايل هر دو طرف دعوي را مي ديديد و مي شنيديد و بعد اظهار نظر مي کرديد آيا در اين باره سخنان و اسناد مدعيان از جمله وزير اطلاعات که خود از قضات برجسته کشور است را شنيده ايد ؟ اگر نشنيده ايد که يک طرفه به قاضي رفته ايد و اگر ديده و شنيده ايد چرا در نامه شما اشاره اي به آن نشده است ؟

5 -آقاي موسويان در نامه خود به توکلي و همچنين در پاسخ نامه شما چنين اظهار کرده اند که براي مصالح نظام سکوت کرده اند براي من سئوال است و از شما هم مي خواهم که از آقاي موسويان که آن را قرباني خوانده ايد بپرسيدکه آيا معني سکوت اينست که حرفي نزنيد اما از رسانه ها از جمله مدير سايت عدالتخانه و مدير سابق خبرگزاري فارس شکايت کنيد طبيعي است شکايت يعني دادخواهي و هيچکس کسي را که دادخواهي مي کند ساکت نمي پندارد ؟

6 - مي دانيد که بدون طي روال قانوني قضاوت نمي توان به کسي که اتهاماتي وارد مي کند لفظ مفتري را بکار برد بلکه واژه حقوقي " متهم به افترا زدن " واژه مناسبي است و اگر بدون طي اين مراحل به اين شخص بگوئيم تو افترا زدي اين خود افتراي ديگري است . مي دانيد که شما درباره يک پرونده قضائي قضاوت کرده ايد و اظهار نظر درباره پرونده هاي قضائي به اين آساني نيست و سپس از آن استقراء ناقص کرده ايد و با واژه هاي " هر " و هيچ " قضاوت را به بدنه يک " جماعت " تسري داده ايد . اگرچه نيت شما حمايت از يک فرد ضعيف بوده اما آيا مي توان براي حمايت از يک فرد " يک جماعت" را متهم به افترا زدن کرد ؟

نکته پاياني اينکه من درباره اصل پرونده آقاي موسويان با توجه به نداشتن اطلاعات و اسناد کافي قضاوت نمي کنم و سئوالات و ابهاماتي که براي من پيش آمده برگرفته از گفته هاي شما / آقاي موسويان و مقامات دولت نهم است .

قضاوت نمي کنم به اين علت که جايگاه قضاوت جايگاه رفيعي است و همانطور که در کتب معتبر اسلامي درباره سخنان مظهر عدالتخواهي حضرت علي ع و توصيه ايشان به شريح قاضي آمده جايگاه قضاوت جايگاه نبي يا وصي نبي است و اگر غير اين باشد شقي است ( يا شريح انک تجلس مجلسا لا يجلسه الا نبي او وصي نبي او شقي ). اما تناقضها و شبهاتي که در اين پرونده مطرح شده است براي امثال بنده گيج کننده شده است و چه خوب بود اين موضوع هم مثل موضوع آقاي کردان علني مي شد تا هر کسي در درون وجدان خودش سره را از ناسره تشخيص مي داد .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 18:14  توسط نقی مختاری  | 

چندي پيش کتاب منتخب الاثر آيت الله صافي گلپايگاني را که مي خواندم به روايتي در باب نشانه هاي قبل از ظهور برخوردم که برايم جالب و شگفت انگيز بود . " مال الفقهاء الي الدنيا " فقهاء به مال دنيا گرايش پيدا مي کنند .

جالب از اين نظر که مضمون اين روايت را در افواه عمومي شنيده بودم که برخي از علماء در مقابل امام زمان عج مي ايستند اما شگفت انگيزتر اينکه اينها علماء معمولي نيستند بلکه فقهائي هستند که پيرواني دارند. بحمد الله بيشتر فقهاء ما که ساده زيستند و گرايشي به مال دنيا ندارند اما روحانيوني هم هستند که لفظ آيت الله را هم بعضا يدک مي کشند اما دنيا طلبي در زندگي کامل آنها کاملا مشهود است . اگر فقط خانه شخصي آنها را مقايسه کنيم خانه هاي چند هزار متري در مناطق شمالي تهران نظير نياوران و فرمانيه و ولنجک فقط يکي از نشانه هاي دنيا طلب شدن آنهاست . بيشتر اينها شکست خوردگان سياسي هستند که فضاي بي بند و باري در حرف زدن عليه دولت را هدايت مي کنند . از هر چيزي پيراهن عثمان درست مي کنند و هر ايرادي را تا سر حد جلوه دادن يک بحران پيش مي برند و بعضا اصولگرايان را هم در اين فضا وارد مي کنند تا مردم از موضوعات اصلي مثل مفاسد اقتصادي / اختلاف طبقاتي / معوقات ميلياردي سرمايه داران به نظام بانکي غافل شوند. يکي از اين موضوعات که باعث واکنش هائي از سوي مراجع تقليد شد بحث حمل  قران توسط 12 زن بود که در همايش گردشگري تحت مديريت آقاي مشائي برگزار شد . اگر چه اين موضوع يک آئين سنتي در غرب کشور است و بنده هم از اجراي اين سنت در اين همايش دفاع نمي کنم اما اي کاش به همان اندازه که به بحث توهين به ظاهر قران حساسيت داشتيم به توهين کنندگان به باطن قران هم توجه داشتيم . اي کاش به بحث دنياطلب شدن برخي از روحانيون هم همانقدر حساسيت داشتيم. همانهائي که از زي طلبگي خارج شده و به تعبير امام راحل شکست به روحانيت را که شکست به اسلام است باعث شده اند. اي کاش دربرابر مفاسد اقتصادي و ثروتهاي بادآورده هم اينقدر حساس بوديم .

روايت مشهوري است که در آخر الزمان از اسلام جز يک اسم و از قران جز يک رسم چيزي باقي نمي ماند اگر قرار باشد ما به ظاهر قران و خط و رسم قران اينقدر اهميت بدهيم و در قبال توهين کنندگان به ظاهر آن پيام تسليت به محضر مبارک حضرت وليعصر عج بفرستيم اما در قبال کساني که احکام قران را در عمل مهجور قرار داده اما در ظاهر آن را اکرام مي کنند سکوت کنيم مصداق اين روايت نيستيم ؟ جالب است در اين جريان شکست خوردگان سياسي که سالها با پول ملت براي خود مساکني مجلل و تريبونهائي دست و پا کرده اند از اين ماجرا خوشحال ترند . کساني که در عمل عدم پايبندي خود را به محور عدالت که سرلوحه کار انبياست نشان داده اند اما در شرايطي بنا به مصلحت وا اسلاماه و وا قرآناه سر مي دهند يادمان باشد عمرو عاص هم در جنگ صفين با همين ترفند قرانها را بر سر نيزه ها کرد و با اين کار قران ناطق را از ميدان نبرد خارج و ماجراي حکميت را بر او تحميل کرد.

 

بي بند و باري سياسي ( يادنامه )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 14:50  توسط نقی مختاری  | 

 

      " اگر بنا باشد عادلانه به اين موضوع رسيدگي كنيم بايد يقه دانشگاهي كه ايشان ( کردان ) در آن تدريس مي كرد را نيز بگيريم چرا تا وقتي رفيق او بودند اين حرف ها را مطرح نكردند و اكنون چه اتفاقي افتاده است كه اينگونه اظهار نظر ميكنند . "‌

عبارت بالا متعلق به محمود احمدي نژاد در رابطه با يقه دانشگاه آزاد است که علي کردان وزير کشور در آن تدريس مي کرد . اگر سخنان سليمي نمين را خوانده باشيد اشاره کرده که کردان با مدرک فوق ديپلم فني و حرفه اي در مقطع کارشناسي ارشد دانشگاه آزاد - لابد در رشته حقوق تطبيقي - تدريس مي کرد. جالب است در فضاي جنجالي چند روز گذشته فقط به يقه احمدي نژاد اشاره مي کنند که چرا کردان را برکنار نکرده است . يقه لاريجاني مهم نيست که کردان ده سال زير نظر ايشان معاون اداري مالي صدا و سيما - و از نظر کارکنان همه کاره صدا و سيما - بود . لاريجاني هم با دستور اخراج مدير دولت به نوعي اشاره کرد به اينکه يقه مرا ول کنيد . از نظر آقايان يقه جاسبي رئيس 27 ساله دانشگاه آزاد هم خيلي مهم نيست چونکه دانشگاه آزاد متعلق به مردم  ! است و مخالفان آن حسودند . در ضمن شنيده شده  که جاسبي به همراه برادر زنش عباسپور در جلسه چهارشنبه گذشته شوراي انقلاب فرهنگي به نوعي يقه گردانندگان جلسه از جمله رئيس جمهور و نماينده رهبري را با پرخاشگري گرفته و رئيس قوه عدليه هم که در جلسه حضور داشته احتمالا جرات نکرده بگويد يقه را ول کنيد . راستي يک نفر هم يقه مجلسيها را بگيرد که چرا به کردان راي داده اند و الان استيضاح از چه مي کنند ؟ استيضاح به معني توضيح خواستن درباره عملکرد است و نمايندگان از کدام عملکرد توضيح مي خواهند و اگر خود اشتباهي راي داده اند در اصل بايد يقه خودشان را بگيرند. راستي بعيد نيست  يقه سفيدهاي موافق کردان در مجلس که امروز به ظاهر با کردان مخالفت مي کنند در ورقه مخفي چيز ديگري بنويسند و اگر از آنها سئوال کنند يقه نمايندگان ديگر را نشان دهند . به هر حال صاحب يقه هاي مختلفي در اين ماجرا دست به يقه شده اند اما به نظر من هيچ يقه اي مثل يقه  رئيس " دانشگاه از هفت دولت آزاد"  نيست که رئيس قوه عدليه هم ظاهرا نتوانسته است آنرا بگيرد ! فکر مي کنم حداد عادل در سمت جديد خود در فرهنگستان زبان فارسي بايد فکري به حال عبارت قديمي " دانشگاه از هفت دولت آزاد" بکند . پيشنهاد من " دانشگاه هفت يقه " است تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد .

----

تتمه : مطلب بالا را روز قبل از راي گيري نوشته بودم اما :

بعد از راي گيري و کنار رفتن آقاي کردان فهميديم که هيچکسي به دانشگاه آزاد گير نداد و حتي گفتند که درخواست هيئت علمي از سوي کردان بود و اصلا هم نگفتند که مديريت دانشگاه آزاد چطور ارزيابي کرده و ايشان را هيئت علمي کرده ! اين نشان مي دهد که نمايندگان حتي اگر حاضر باشند يقه خود را بگيرند يقه دانشگاه آزاد را نمي گيرند .الان کاملا قابل فهم است که  دانشگاه آزاد چند تا يقه دارد و هيچکس نمي تواند و يا نمي خواهد حتي يکي از يقه هايش را بگيرد!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 9:55  توسط نقی مختاری  | 

اي نمايندگان مستضعف مردم !

اکنون که شما نمايندگان ساده زيست که مي خواهيد وزير بنده را استيضاح و برکنار کنيد بنده به چند شرط با اين استيضاح موافقم:

1- شما چرا به جاي علت به سراغ معلول رفته ايد . گفته مي شود آقاي کردان از 11 سال پيش با مدرک فوق ديپلم در دانشگاه آزاد فوق ليسانس تدريس مي کرده است . چه کسي به وي اجازه داده بود تدريس کند ؟ اگر اين پرتقال فروش را پيدا کرديد و حاضر شديد در بيانيه اي اسمش را اعلام کنيد من هم با استيضاح موافقم .

2- گفته مي شود تعدادي از حضرات نمايندگان از دانشگاه آزاد مدارکي در سطح عالي گرفته اند . يک نمونه آن را يک خبرنگار پارلماني يواشکي به ما گفت که يکي از اين آقايان که حتي روخواني قران را بلد نيست دکتراي الهيات! گرفته است شما تحقيق کنيد اگر بعد از اينکه فهميديد اين مسئله درست است و  ايشان را هم قانع کرديد استعفا بدهد و تک تکتان هم اعلام کرديد از کجا مدرک گرفته ايد و موضوع مدرک را در همين يک نفر خلاصه کرديد من هم با استيضاح و برکناري کردان موافقم .

3- در کشور ما براي همه نهادها نظارتي وجود دارد . خبرگان بر رهبري / مجلس و قوه قضائيه بر دولت و همينطور ... اما دو تا نهاد هست که از هفت دولت آزاد است يکي دانشگاه آزاد و ديگري مجلس شورا . اگر قانوني وضع کرديد که بر اين دو نهاد هم نظارتي صورت گيرد من هم با استيضاح کردان موافقم.

4- همانطور که مي دانيد فيلمي  منتشر شده است درباره تصرف عدواني زمينهاي علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد همانجا که مدارک دکترا در آنجا صادر مي شود . اگر اين فيلم را ديده ايد و متوجه بولدوزرها و گريدرها شده ايد و ياد شهرک سازي رژيم صهيونيستي در فلسطين  افتاده ايد و متوجه شده ايد که ما در عمل هم با ملت ! اسرائيل دوست هستيم و سکوت را رها کرديد و  سپس با پيش دستي آقاي مطهري بيانيه عليه مديريت دانشگاه ازاد  صادر کرديد و يا طرح سئوالي به جريان افتاد من هم با استيضاح و برکناري کردان موافقم .

5 - با توجه به اينکه پدر معنوي دانشگاه ازاد مخالفان اين دانشگاه را حسود ناميده اند اگر توانستيد اين عنوان را از مخالفان دانشگاه آزاد برداريد و با صدور بيانيه اثبات کرديد که مخالفان دانشگاه آزاد فقط مخالفند و حسود نيستند من هم با استعفاي کردان موافقم.

6 - همانطور که مي دانيد خلاصه اي از تحقيق و تفحص از قوه قضائيه در مجلس هفتم قرائت شد . اگر تصويب کرديد که گزارش تحقيق و تفحص مربوط به اين دانشگاه متعلق به مردم ! - که ظاهرا قويتر از قوه قضائيه است -  را از بايگاني درآوريد و خلاصه اي از آنرا هم بخوانيد من هم با استعفاي کردان موافقم .

نتيجه اول : نتيجتا اينکه با توجه به اينکه آقايان حسينيان و مطهري و باقي نمايندگان در اين زمينه سکوت - بخوانيد تقيه - کرده اند پس بهتر است در  مورد کردان هم سکوت کنند. مي دانيد که از لحاظ حقوقي مجازات بايد با جرم سنخيت داشته باشد و صلاح نيست کسي که فقط مدرکي را از يک جاعل گرفته از هستي ساقط کنيد و به اشد مجازات برسانيد اما علل اصلي را رها کنيد.

نتيجه دوم : مي دانيد که زور من هم به دانشگاه ازاد نرسيد و ظاهرا بيشتر شماها هم سر و سري با اين دانشگاه داريد بنابر اين بهترين گزينه وزارت کشور براي نمايندگان مستضعف اجاره نشين مثل شما! همين آقاي کردان است . من هم براي تعامل با مجلس از ايشان حمايت مي کنم .

منجمان پيش بيني مي کنند پس از سخنان احمدي نژاد در دفاع از کردان نمايندگان مجلس با  ۲۸۹ راي از ۲۹۰ نماينده ( به جز عليرضا زاکاني  ) به ادامه کار کردان راي دهند .

---

پي نوشت : اين شروط / شروط پيشنهادي يک احمدي نژادي به احمدي نژاد است که اميدوارم با استقبال شخص رئيس جمهور مواجه شود و در روز استيضاح در دفاع از کردان قرائت شود !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 19:12  توسط نقی مختاری  |