تبليغاتX
درانتظار موعود
فاذا جاء وعد الآخره ليسوؤ وجوهکم و ليدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره و ليتبروا ما علوا تتبيرا
فيلمي که منتشر شده است مونتاژ نمي تواند باشد چون کسي که فيلمبرداري کرده آقاي هادوي نخستين دادستان انقلاب با حکم امام راحل است. کسي که هم شاهد است و هم کارگرداني کرده است . صحنه هائي از فيلم را که مي بينيم نشان از توحش  در تصرف عدواني در واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد ( در شمال غرب ) تهران را دارد . اما تصرف عدواني نسبت به زمين هاي کسي که خود مقدار قابل توجهي از زمينهايش را اوايل تاسيس دانشگاه آزاد به اين دانشگاه هديه کرده است ظلمي مضاعف مي تواند باشد. نوعي نمک خوردن و نمکدان شکستن است. فيلم صحنه هائي از چماقداران را نشان مي دهد که به نظر مي رسد اجير شده اند روسري از سر دختر نامحرم مي کشند و چادر آتش مي زنند مصالح را به زور در زمين آقاي هادوي مي ريزند و وقتي دخترش مانع مي شود روي  پاي او مي ريزند.   با بلدوزرهائي که انسان را به ياد بلدوزرهاي رژيم صهيوونيستي در حال شهرک سازي مي اندازد. ياد داستان ربودن خلخال از پاي زن يهودي مي افتم همان موقع که حضرت علي ع اصحابش را اشباه الرجال و لا رجال خطاب کرد. نمي دانم چه بگويم اين خطاب حضرت را در مقابل ديدگان خود و امثال خود تجسم مي کنم. انگار مي گويد " اي نامرد به ظاهر مرد " خطابي که نامسلماني خودم را در ذهنم تداعي مي کند.

اين فيلم را  اينجا ببينيد

----

دو روز بعد از نوشتن مطلب بالا و در شب ولادت امام حسن مجتبي خبري خواندم که  در پوست خود نمي گنجيدم و بارقه هايم اميدم زنده شد . عبدالله جاسبي به همراه علي حاج ابراهيمي برادر خانم عباس جاسبي ( برادر عبدالله جاسبي ) که معاون عمرانی واحد علوم تحقیقات را در زمان وقوع اتهامات به عهده داشت به دادسرا احضار شد . علي حاج ابراهيمي بازداشت و با قرار وثيقه يک ميليارد توماني آزاد شد و جاسبي هم قرار است ۲۳ مهر در دادسرا حاضر شود . گفته مي شود آيت الله شاهرودي بعد از ديدن سي دي منتشر شده دستور رسيدگي ويژه صادر کرده است. واقعا عيدي خوبي بود . حتي اگر به نتيجه نرسد احضا جاسبي بارقه هاي اميدم را زنده کرده است . اگر چه ممکن است از نظر بعضیها این آرزو آرزوی کوچکی باشد اما همین هم غنیمتی است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:43  توسط نقی مختاری  | 

"چه بسا روزه داري که از روزه داري جز گرسنگي و تشنگي فايده اي نمي برد و چه بسا شب زنده داري که از شب زنده داري جز رنج و خستگي چيزي بدست نمي آورد . خوشا به حال افراد زرنگي که شب مي خوابند و روز هم روزه خود را مي خورند." ( نهج البلاغه کلمات قصار )

حالا مي فهمم که چرا هرچه دعا براي ظهور حضرتش مي کنيم کمتر نتيجه مي گيريم. دروغ ، غيبت ، تهمت ، نگاه سوء  ، لقمه شبهه ناک ، سخن چيني ، بي توجهي به فقرا ، شانه خالي کردن از مسئوليت همه و همه اينها آثار روزه را از بين مي برد و توفيقي هم براي شب زنده داري باقي نمي گذارد و اگر هم شب زنده داري زوري باشد ديگر فايده اي ندارد .

چنين که يخ زده ايمان من اگر هر روز     هـزار بـار بـيـايد بـهـار کـافـي نـيـسـت

خودت دعـا کن اي نازنين که برگردي      دعاي اين همه شب‌زنده‌دار کافي نيست

اما من در اين ماه مبارک يک آرزو دارم و به براورده شدن آن اميدوارم:

کاش در اين رمضان لايق ديدار شوم        سحري با نظر لطف تو بيدار شوم

کاش منت بگذاري به سرم مهدي جان      تا که همسفره تو لحظه افطار شوم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:7  توسط نقی مختاری  | 

شيخ طوسي به سند خود از ابن ابي احمزه نقل مي کند - نقل به مضمون -

 يکي از دوستانم که مدتي در دربار بني اميه کاتب بود از من خواست تا از امام صادق ع وقتي بگيرم تا او را ملاقات کند . وقتي وقت گرفتم با هم به ديدارش رفتيم رفيق ما خطاب به وي گفت: من مدتي در دستگاه بني اميه کار کرده ام و صله هاي زيادي دريافت کرده ام ( و صاحب ثروت شده ام ). امام عرض کرد اگر امثال شما به آنها کمک نمي کرد آنها نمي توانستند حق ما را سلب کنند . کاتب بني اميه سئوال کرد پس چه کاري بکنم .؟ امام از وي پرسيد اگر بگويم انجام مي دهي گفت بلي امام ع گفت : هر آنچه بدست آورده اي اگر صاحبانش را مي شناسي و مي داني به ظلم از آنها گرفته اند پس بدهي و اگر نمي شناسي عوض صاحبش صدقه بدهي . سپس فرمود اگر اين کار را بکني بهشت را بر تو تضمين مي کنم.کاتب بني اميه مدتي طولاني سرش را پائين انداخت و به فکر فرورفت و سپس سرش را بالا آورد و گفت اين کار را مي کنم . ابن ابي حمزه مي گويد بعد از اينکه از امام صادق ع جدا شد رفت و همه اموالش را همانطور که امام گفته بود به صاحبانش برگرداند و آنهائي را هم که نمي شناخت صدقه داد . ابن ابي حمزه مي گويد اين فرد حتي لباسهايش را هم دراورد و فروخت و به فقرا داد و ما برايشان لباس ديگري تهيه کرديم . مدتي گذشت اين فرد مريض شد به ابن ابي حمزه خبر رسيد خواست از او عيادت کند اما وقتي رسيد که وي در حال احتضار بود . در کنارش نشست يک دفعه کاتب چشمش را بازکرد و ابن ابي حمزه را ديد . رو کرد و به وي گفت : امام به عهدش وفا کرد . اين را گفت و چشم از جهان فرو بست . بعد از مدتي ابن ابي حمزه خدمت امام صادق ع رسيد وقتي او را ملاقات کرد بعد از سلام و عليک مي خواست موضوع کاتب بني اميه را خدمت حضرت عرض کند اما قبل از اينکه ابن ابي حمزه سخن را شروع کند خود امام صحبت را شروع کرد و گفت : اي ابن ابي حمزه ما به عهد خود وفا کرديم . ابن ابي حمزه هم گفت راست گفتي . ( تهذيب الاحکام شيخ طوسي کتاب المکاسب )

---

اين روايت را نقل کردم و مي خواستم مطلبي را عرض کنم . شبيه اين موارد را هم اکنون در کشورمان هم مي بينيم . افرادي که نه در دستگاه بني اميه بلکه در کشور اسلامي با نفوذ در دستگاههاي اجرائي جمهوري اسلامي به ثروتهاي کلاني رسيده اند . با رانت خواري با زد و بند سياسي و حتي مديراني که حقوقهاي بالا با پاداشهاي مختلف ماهانه چندين ميليون درامد داشته اند.زمينهاي باير ويا مصادره اي را با زد و بند به تملک خود دراورده و فروخته اند . مديراني که با جعل مدرک به مديريت رسيده اند و يا بعد از رسيدن به مديريت به اصطلاح ادامه تحصيل داشته اند. مديراني که به جاي مديريت به فعاليت اقتصادي روي آورده اند . مديراني که از رانتهاي اطلاعاتي استفاده کرده و با سازش با سرمايه داران به نوائي رسيده اند . آنها حتي توانسته اند قوانين و آئين نامه هائي به نفع خود تصويب کرده اند . بودجه هاي درون سازماني را بين خود تقسيم کرده اند. مديران چند شغله اي که از چند جا حقوق گرفته اند . آنها حتي قلمها را هم خريده و نشرياتي را که منافع آنها را تامين مي کند درست کرده اند . افراد سابقا مسئولي که در کاخهايشان نشسته اند .آيا شايسته است در کشوري که بيش از 40 درصد آنها زير خط فقر زندگي مي کنند آقايان اينطور زندگي کنند . برخي از اين افراد سوابقي در انقلاب دارند و وقتي مورد انتقاد قرار مي گيرند مي گويند ما چنين براي انقلاب زحمت کشيدم و زندان رفتم ما چنان يار امام بوديم حال چطور مي شود به اينها تفهيم کرد که امام راحل در آخرين بند وصيتنامه خود ميزان را حال فعلي افراد معرفي کرده است . برخي از افرادي که اول انقلاب مال و منالي نداشته اند اما هم اکنون در کاخها نشسته اند و دفتر دستک و خدم و حشمي براي خود دست و پا کرده اند . مجمع الجزايري از پادشاهي هاي کوچک براي خود دست و پا کرده اند .  برجساز شده اند صادرات و واردات مي کنند. احتکار را دور انديشي تعبير مي کنند ربا را به اسم عقود مشارکت به خورد ملت مي دهد و رشوه را تحت عناويني چون تجليل تقدير هديه و امثال اين نهادينه کرده اند. بيشتر آنها تسبيحهايشان را رها نکرده بعضي وقتها اهل جمعه و جماعت هم هستندو معمولا اندکي ته ريش براي خود باقي گذاشته است.

بعضيها از آنها هم که از دولت کنار رفته اند  هي سيخونک به دولت مي زنند که يالله خصوصي سازي کنيد و مي دانند که اگر خصوصي سازي هم بشود فقط اينهاست که مي توانند کارخانه ها را بخرند . سخنان رهبري را گزينش مي کنند ثروتهاي باد آورده و فرمان هشت ماده اي براي مبارزه با مفاسد اقتصادي فراموش شده اما اصل 44 و بويژه بخش خصوصي سازي آن علم شده است و به نفع خود بهره برداري مي کنند - نومن ببعض و نکفر ببعض - به ظاهر سنگ رهبري را به سينه مي زنند اما در عمل سينه رهبري را با سنگ مي زنند. آنها هيچگاه درباره سخنان رهبري درباره عوام و خواص و يا ريزش ها و رويش هاي انقلاب موضعي نمي گيرند .

چندي پيش يکي از شعارهاي فراموش شده انقلاب را مي شنيدم که مردم در خيابانها شعار مي دادند که هم اکنون هم کاربرد دارد :

حسين سرباز راه انقلاب است         خميني رهبر مستضعفان است

آنها نمي دانند که  امروز ملت ايران مسئولين خود را شناخته اند و مي دانند چه کساني از راه روشن امام فاصله گرفته و چه کساني ثابت قدم مانده اند. اي کاش آنها براي يکبار ديگر هم که شده سخنان امام را در صحيفه درباره زاغه نشينان مرور مي کردند :

" شما مطمئن باشيد که اسلام براي مستضعفين است . من اشخاصي که سرمايه دار بودند اشخاصي که کارخانه دار بودند اينجا جمعيتشان گاهي مي آمدند من با آنها صحبت کردم گفتم اينکه نمي شود که يک دسته اي آنطور زندگي و حتي براي سگهايشان اتومبيل داشته باشند و يک دسته ديگر توي اين زاغه ها باشند هر ده نفرشان بروند توي سوراخي . اين اصلا قابل تحمل نيست ... من به آنها نصيحت کردم حالا هم به کساني که اموال زيادي دارند نصيحت مي کنم که شما فکر بکنيد بدانيد اگر خداي نخواسته اين جمعيت مايوس بشوند انفجار در آنها پيدا بشود همه شما و همه ما را از بين خواهد برد ." ( صحيفه امام ج 10 ص 347)

مي خواهم به زالو صفتان توصيه بکنم که راه امام روشن است و مکتب اهلبيت ع هم گوياست . خودشان مي دانند که اين ثروتها را چطور به دست آورده اند خودشان مي دانند که به اسم اسلام و جمهوري اسلامي چطور شيوه بني اميه را در پيش گرفته اند. به آنها توصيه مي کنم اگر دنبال راه نجات مي گرديد در اين ماه مبارک رمضان با خود فکر کنيد و اگر تا اعماق وجدانتان برويد احتمالا به اين نتيجه خواهيد رسيد که پيراهن هايتان را هم بايد بفروشيد و به فقرا بدهيد .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:58  توسط نقی مختاری  | 

در ميان علائم ظهور مهمترين نشانه خروج سفياني است بطوريکه در روايات آمده است سفياني به عنوان علامت براي شما کفايت مي کند . ( کفاکم بالسفياني علامه ) . در ميان علائم ظهور که به دو بخش علائم حتمي و علائم غير حتمي تقسيم مي شود خروج سفياني به عنوان مهمترين نشانه حتمي ياد شده است بطوريکه حتي علائم ديگر قابل تشخيص نباشد خروج سفياني به راحتي قابل تشخيص است بلکه علائم حتمي ديگر را با سفياني مي توان تشخيص داد. در روايات 5 مورد جزو علائم حتمي ظهور نامبرده شده است . خروج سفياني / قيام سيد يماني ( در يک روايت به جاي سيد يماني سيد خراساني آمده است ) / صيحه آسماني / فرو رفتن زمين در سرزمين بيداء ( نزديک مکه ) و قتل نفس زکيه .در ميان اين علائم سفياني مهمترين علامت و بقيه علائم هم به نوعي بعد از جنبش سفياني خواهد بود .

سفياني فقط يک شخص نيست بلکه يک جريان است . بر اساس روايات موجود خروج سفياني در ماه رجب و شش ماه قبل از ظهور حضرت مهدي عج خواهد بود و مدت حکومت سفياني 15 ماه خواهد بود. سفياني مردي کريه المنظر از نسل ابوسفيان است که از وادي يابس در سوريه فعلي خروج مي کند . ظاهر روايات نشان مي دهد اين شخص در پي يک کودتا به قدرت خواهد رسيد و با کمک غربي ها به سرعت طرفداران زيادي پيدا خواهد کرد . دشمن آل محمد ص است و کسي است که شيعيان زيادي را خواهد کشت. با اين حال در ابتداي کار برخي از دشمنان شيعيان را نيز از بين خواهد برد. او در ابتدا با دو جنبش ديگر معروف به ابقع ( مرد سياه و سفيد ) و اصهب ( مردي که موهايش سرخ مايل به سفيد است ) که هردو باطل هستند روبرو خواهد شد و آنها را شکست خواهد داد سپس  نبرد معروف به قرقيسيا ( سرزميني در جنوب سوريه فعلي ) روي خواهد داد که در آن لشکري به فرماندهي فرمانرواي عراق و همچنين يک لشکر از روميان ( اروپائيها و آمريکائيها ) و يک لشکر ديگر از ترک ها ( منظور روسها هستند ) شرکت خواهند کرد . فاتح اين نبرد سنگين هم سفياني خواهد بود.وي سپس چشم طمع به عراق و حجاز و حتي ايران پيدا مي کند در عراق کشتار زيادي مي کند و عراق را نيز فتح مي کند . در چنين شرايطي حضرت مهدي عج در مکه ظهور خود را اعلام کرده اما از مکه خارج نمي شود . سفياني پس از درگيري با سيد يماني و چند قيام کوچک بر همه آنها پيروز مي شود و با خونريزي زياد عراق را فتح مي کند . سپس يک لشکر به حجاز و يک لشکر به سمت ايران مي فرستد . در نبردي که با ايرانيان در دروازه اصطخر ( شيراز فعلي ) به رهبري سيد خراساني خواهد داشت شکست خواهد خورد. لشکر او در مدينه خونريزي زيادي بپا خواهند کرد و پس از آن به سمت مکه براي کشتن حضرت مهدي عج حرکت خواهند کرد . در اينجاست که يکي ديگر از نشانه هاي حتمي يعني فرورفتگي در بيداء (بياباني نزديک مکه )اتفاق خواهد افتاد و زمين 300 هزار نفر از لشکر سفياني را به کام خود خواهد کشيد با اين دو اتفاق ( شکست از سيد خراساني و حادثه بيدا ء ) بتدريج نشانه هاي شکست در جنبش سفياني آغاز خواهد شد . اما از آنجا که سفياني بر مناطق مختلفي تسلط يافته است حکومتش همچنان پابرجا مي ماند و در اينجاست که لشکريان حضرت مهدي عج با سفياني به جنگ مي پردازند و بتدريج بر مناطقي که سفياني تسلط يافته است مسلط مي شوندو بعد از مدتي طولاني سفياني شکست مي خورد و بدست لشکريان حضرت مهدي به هلاکت مي رسد . با هلاکت سفياني فرصت مناسبي براي پيروزي جهاني حضرت مهدي عج فراهم مي شود ...

---

جزئيات جنبش سفياني را علامه سيد محمدصادق صدر در کتاب تاريخ مابعد الظهور صص 165 - 167 بطرز اجمال اما کامل بيان کرده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 12:1  توسط نقی مختاری  |