تبليغاتX
در انتظار موعود(دل نوشته هاي نقي مختاري)

در انتظار موعود(دل نوشته هاي نقي مختاري)

 

بارها من با گوشم شنيده ام حتي از حزب اللهي ها حتي از بچه مسلمانها حتي از بسيجيها حتي از کساني که خود را ذوب در ولايت  مي دانند که وقتي گفته مي شود فلان جا مفاسد اقتصادي وجود دارد مي گويند اگر وجود داشت چرا رهبري  گوششان را نمي گيرد ؟ مملکت مملکت امام زمان عج است و ولي فقيه دارد . هر وقت آقا صحبت کرد و گفت فلان آقا اين کار را کرده ما هم آماده ايم و اقدام

مي کنيم .

 

عجب !!

رهبر عزيزمان سال ۷۶ درحالي که همه مشغول اين بازيهاي سياسي بودند که آيا توسعه سياسي اولويت دارد يا توسعه اقتصادي همه را غافلگير کردند و از لزوم برخورد با " ثروتهاي باد آورده " سخن گفتند

بماند که که آقايوني که غافلگير شده بودند و منافع خود را در خطر مي ديدند يهو گفتند صحبت کردن از ثروتهاي باد آورده باعث خروج سرمايه از کشور مي شود !

۴ سال بعد در سال ۸۰ که هنوز بحثها سیاسی ادامه داشت رهبر عزيزمان در

 فرماني هشت ماده اي از لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادي صحبت کردند و به اين آقايون گوشزد کردند که مبارزه با مفاسد باعث خروج سرمايه از کشور نمي شود

در اين فرمان از لزوم برخورد با دانه درشتها و نرفتن به سراغ ضعفا سخن گفته شده است . رهبر عزيزمان در اين فرمان تصريح کردند که با شروع مبارزه جدي با فساد اقتصادي و مالي زمزمه هاي مخالفت و به تدريج فرياد ها و نعره ها بلند خواهد شد .

هفت سال گذشت .

چند تا نعره بلند شده است ؟

چندتا فرياد بلند شده است ؟

اصلا زمزمه مخالفتي شنیده مي شود ؟

بعد هفت سال رهبر عزيزمان در شيراز از صف آرائيهائي صحبت کردند

که بعضا رنگ عوض کرده و بعضا هم به مرور زمان اضافه شده است

با عناويني چون تجمل پرستي مسابقه اشرافيگري مسابقه پول در آوردن.

در روزي که مجلس افتتاح شد به نمايندگان دوري از خوي اشرافي را توصيه کردند .

نمي دانم ديگر چه جوري بايد بگويد ؟ چقدر ما که ادعا هم مي کنيم شهادت طلب هم هستيم خودمان را به چالش انداخته ايم مگر رهبر عزيزمان به جوانان توصيه نکردند از چالش نترسيد . چقدر ما خودمان را به چالش انداخته ايم ؟ با دو تا تجمع کوچک و يا بازخواني شفاهي پرونده مفاسد اقتصادي پيش دوستان کاري کرده ايم ؟

اگر قرار بود با حرف يک نفر اتفاقي بيفتد پس چرا ائمه معصومين عليهم السلام نتوانستند عدالت را برقرار کنند مگر نه اينست که مردم بايد همراهي کنند . مگر حکم قران نيست که بايد مردم خود عدالت را اقامه کنند ( ليقوم الناس بالقسط )  و عدالت را بخواهند ؟

 دوستي که با نشريه راه قرار است راه فرهنگي انقلاب را به جوانان نشان دهد مي گفت : اين همه مردم شعار مي دهند اي رهبر آزاده آماده ايم آماده بهتر است بگويند: اي رهبر آماده آزاده ايم آزاده !!

رهبر عزيزمان آماده تر از ماست و اين ما هستيم که خوابيم و يا ترسو و عافيت طلب شده ايم . 

 کجا رفتند بسيجيان خط شکن ؟

کجا رفتند باکري و همت و خرازي و جهان آرا ؟

کجا رفتند کساني که پيش امام راحل مي رفتند و مي گفتند دعا کن ما شهيد بشويم ؟

يادمان باشد رهبر عزيزمان نه به مسئولان و به تعبير خودشان خواص بلکه چشم اميدش به ما جوانان است :

هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‏ى دلها و زبانها و اراده‏ها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست، اميد به شما جوانهاست؛ اين را بدانيد. ( ديدار با دانشگاهيان شيراز ارديبهشت ۸۷ ) 

 اميدوارم خداوند تبارک و تعالي  ما را روبه راه کند.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 16:1  توسط نقی مختاری  | 

اگر پارتي بازي کني شغلي مناسب پيدا مي کني واگر به قول امروزيها پارتي کلفتي  داشته باشي مدير کل مي شوي و مدام با عناويني چون پاداش سه ماهه /  پاداش شش ماهه / حق ماموريت / اضاقه کاري / حق جلسه/  حق بنزين خودرو و نظير اين به حسابت پول مي ريزند و اگر هم پارتي بازي نکني بيکار مي ماني و فقيرمي شوي !

----

اگر وام هاي ربوي بگيري و براي بيشتر وام گرفتن سيبيل کارمند و يا مسئول شعبه بانکي را چرب کني کلي وام با عناوين مختلف مي گيري و ظرف چند ماه چند برابر آن را از طريق دلال بازي در مي آوري و اگر ايمان داشته باشي که ربا يعني جنگ با خدا و رسول و مدام احتياط کني و دقت نظر داشته باشي که اين وامها مطابق قانون بانکداري بدون ربا انجام مي شود يا نه ؟ هيچ کس وام قرض الحسنه به تو نخواهد داد و فقير مي شوي !

---

اگر وارد برخي از اين ادارات شوي و تملق و خرج کردن در دستور کارت باشد نه تنها سه سوت کارت راه مي افتد بلکه با چاي و شيريني هم پذيرائي مي شوي و اگر بخواهي به اصطلاح بدون چرب زباني و خرج کردن حقت را بگيري حالا حالاها کارت گير است و به مرور زمان اصطلاح جديدي ياد خواهي گرفت به نام اطاله. و فقير مي شوي .

---

اگر شعار حمايت از محرومان و مستضعفان بدهي حتي اگر رئيس جمهور باشي مدام ازت بد مي گويند و محتکران و دلالان هر روز يک چيزي را گران مي کنند تا حساب دستت بيايد و حتي وزيرت هم گوش به حرفت نمي دهد و مدام بايد وزير عوض کني و دوباره همان وزير برکنار شده عليه تو افشاگري مي کند و به مرور حتي در مقام رياست جمهوري هم فقير مي شوي !

----

از اين اگر ها در اين زندگي آنقدر زياد است که حدي ندارد .

---

اختيار باشماست .

انا هديناه السبيل اما شاکرا و اما کفورا

راه روشن است مي خواهي شاکر باشي و يا شيوه کفران در پيش بگيري

---

به خاطر همين هم هست که مولا علي ع مي فرمايد : هر کس ما اهل بيت را دوست دارد خود را براي فقير شدن آماده کند ( من احبنا اهل البيت فليستعد للفقر جلبابا )

---

من که اين نوع فقر که نوعي فقر تحميلي است اختيار مي کنم و بلند مي گويم زنده باد فقر

---

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اين فقرا همان مستضعفاني هستند که اراده دائمي خدا بر اينست که آنها را ائمه و وارث زمين قرار دهد.

 ( و نريد و انمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين ) .

---

اما بايد بدانيم که قران بعضي آياتش بعضي ديگر را تفسير مي کند ( القران يفسر بعضه بعضا )

به خاطر همين هم اگر مستضعفان خود اقدامي نکنند اتفاقي نخواهد افتاد :

---

ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 17:41  توسط نقی مختاری  | 

حدود دوسال پيش قانوني  در مجلس تصويب شد بنام تشهير . قرار بود اسامي مفسدان اقتصادي با جرم بالاي ده ميليون تومان پس ازصدور قطعي در روزنامه هاي کثير الانتشار اعلام شود. اين قانون در تاريخ 24 خرداد 1385 در مجلس تصويب و 31 خرداد همان سال به تائيد شوراي نگهبان رسيد.

اين قانون در تاريخ 19 تير همان سال به امضاي رئيس جمهور رسيد و ابلاغ شد.

 اما بعد از گذشت دو  سال اين قانون اجرا نشده است. همکارم مجيد موغاري در مصاحبه با مديران مسئول 4 روزنامه کثير الانتشار ايران کيهان همشهري و جام جم از روند اجرائي اين قانون پرسيد که همه آنها جواب دادند تاکنون پرونده از طرف قوه قضائيه به دست آنها نرسيده است که از آنها بخواهند آن را در روزنامه منتشر کنند . ( بخشهائي از اين مصاحبه ها امروز سه شنبه ۲۱ خرداد در برنامه پيک بامدادي راديو ايران پخش شد که متن آنرا در وبلاگ دوست خوبم مي توانيد ببينيد ) البته مسئولان قوه قضائيه اعلام کرده اند که اسامي را در سايت قسط اعلام مي کنند . سئوال اينجاست که طبق قانون بايد در روزنامه هاي کثير الانتشار منتشر شود چون سايتها بازديد کننده زيادي ندارند . ثانيا حتي اگر فرض کنيم قرار بود در سايت قسط اعلام شود بررسي احکام قطعي صادر شده مندرج در سايت قسط نشان مي دهد در يکسال گذشته فقط تعداد 15 نفر از اسامي اعلام شده است . اين در حاليست که رئيس قوه قضائيه ماه گذشته در ديدار با قضات و کارکنان مجتمع قضائي امور اقتصادي که به مناسبت صدور فرمان هشت ماده اي  برگزار شد  عملکرد قوه قضائيه را در مبارزه با مفاسد اقتصادي ممتاز اعلام کرده بود . در ضمن در تبصره 4 و 5 اين قانون اعلام شده است که اگر مقامات قضائي يا اجرائي از اين قانون تخطي کنند بايد طبق قانون مجازات شوند .

از روند اجرائي اين قانون فقط يک نتيجه مي توان گرفت : خنده مفسدان اقتصادي به عدالت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:36  توسط نقی مختاری  | 

چندي پيش نزديک انتخابات مجلس که بود قرار شد با آنهائي که در انتخابات شرکت نمي کنند نيز مصاحبه کنيم . آقاي احمدي نژاد هم يه روز تو تلويزيون اينطور گفت: که چرا فقط مي رويد با کساني که در انتخابات شرکت مي کنند مصاحبه مي کنيد.

----

در ميدان راه آهن پرسه مي زنم  پيرمردي را مي بينم که در پارک اميريه نشسته است. ظاهر مناسبي ندارد چند تا لباس دست دوم دستش گرفته دارد بعضي قسمتهايش را وصله مي زند . نزديکش مي شوم جا مي خورد چيکار داري ؟ من خبرنگارم مي خواستم ببينم در انتخابات شرکت مي کني ؟ نه انتخابات چي ؟ مي فهمم که اصلا تو باغ نيست . مي گويد من توي خيابون مي خوابم . واقعا توي خيابون مي خوابي ؟ نه ولي خيابون بهتر از اون جائي است که من دارم .

يعني چي ؟ اون جائي که من دارم زمستان که مي شه چيکه مي کنه ظرف ندارم زير چيکه ها بزارم تابستان هم که مي شه تا يه بادي مياد خاک از سقف مي ريزه .

50 تومن پيش داده ام ماهي 30 تومان . اينجا که مي گي کجاست ؟ دروازه غار

( ميدان هرندي ) خيابان اديب شماره ... خودش را ناصر فرخ سرشت 70  ساله و اصالتا همدانی معرفي کرد.

الان چيکار مي کني ؟ اين لباسهاي دست دوم را از اين و اون مي گيرم مي فروشم. چقدر درامد داري.روزي 5 الي 6 هزار تومان. راضي هستي ؟ با لحني همراه با بغضي غريب مي گويد:

الحمدالله هر چي دروغ باشه خدا که ديگه دروغ نيست ! تنم لرزيد. هرچي راجع به توحيد و خداشناسي خوانده بودم يک دفعه در وجودش احساس کردم.

مي گويد: زنم طلاق گرفته و رفته است بچه اي هم ندارم . مشکل را ناباروري خودش مي داند . يک خواهر ناتني دارم سمت قلهک مي نشيند که تا دوسال پيش بعضي وقتها بهش سر مي زدم تر و خشکم مي کرد اما الان ( بغض اجاز نمي دهد )

روم نمي شه با اين وضعيت خونه شان بروم.

غذا چی می خوری ؟ خیلی وقتها نون بعضی وقتها با پنیر یا تخم مرغ هفتگی ویا دو هفته یکبار هم یکبار آبگوشت می خورم .

---

از ناصر فرخ سرشت جدا مي شوم . دو تا خانوم جوان که رفاه از سر و رويشان مي بارد و به اصطلاح امروزيها بدحجاب توي ماشين مدل بالا نشسته اند. به نظر مي رسد از بالاي شهر براي کاري پائين اومده اند . يکي از آنها راننده است شيشه ماشين را مي زنم. چيکار داري ؟يه دقيقه شيشه را بيار پائين . با اصرار پائين مي آورد . من خبرنگارم شما در انتخابات شرکت مي کنيد ؟ نه خير چرا ؟ اين همه راي داديم چي شد. به خاتمي راي داديم انتظارات ما براورده نشده است. انتظاراتت چي بود ؟ آزادي. آزادي در همه چيز ؟ مي خواستم بپرسم که هر طور لباس که مي خواهي مي پوشي و رانندگي هم که مي کني ؟ تا به خودم اومدم خداحافظي کرد و رفت.

----

قشنگ فهميدم راي ندادن ناصر از روي نداري بيش از حد بود و راي ندادن اين خانوم از روي رفاه زدگي افراطي و بي خيالي.

---

امروز مي فهمم آن زمان که امام راحل مي فرمودند: اين زاغه نشينان و اين پائين شهريها - به اصطلاح شما - ولي نعمتان ما هستند چه مفهومي دارد . فهميدم که درس خدا شناسي را از آنها بايد آموخت .

 

---

امروز تعداد زيادي را مي بينيم که به اصطلاح سوابق انقلابي هم دارند اما در

خانه هاي آنچناني نشسته اند . زندگي آنچناني دارد . بعضي از اينها از ستاد اجرائي به خاطر مسئوليتشان خانه های با متراژ بالا (که عمدتا در شمال تهران قرار دارند ) گرفته اند . اما با اينکه از مسئوليت کنار رفته اند و یا تنزیل مسئولیت پیدا کرده اند نمي خواهند خانه را پس بدهند .

بعضي از اينها روحاني هستند که از زي طلبگي خارج شده اند . البته وقتي از اين آقايون بپرسيم ممکن است بگويند موقعي که ما براي انقلاب زحمت مي کشيديم شما در شکم مادرتان بوديد ! ( راست هم مي گويند من متولد 1356 هستم ) ممکن است اگر زياد بخواهيم امر به معروف کنيم - به اصطلاح آنها شیتیل باشیم - قانوندانهاي قانون شکن ما را به اقدام عليه امنيت ملي - بخوانيد امنيت شخصي - متهم مي کنند. اما اگر طلبه اي جوان و موجه از مفاسد حرف بزند گرفتار قانون! مي شود در حالي که رهبر عزيزمان توصيه کرده اند که با مردم عادي با عفو و بخشش بيشتري برخورد کنيد و سراغ دانه درشت ها برويد . آيا اقدام عليه امنيت ملي بدتر است يا اقدام عليه اسلام ؟

"… يكي قضيه اين كه از آن زيِّ روحانيت كه زيِّ طلبگي بوده است، اگر ما خارج بشويم، اگر روحانيون از آن زي كه مشايخ ما در طول تاريخ داشته اند و ائمه هدي - سلام اللّه عليهم - داشته اند، ما اگر خارج بشويم خوف اين است كه يك شكستي به روحانيت بخورد و شكست به روحانيت شكست به اسلام است. اسلام با استثناي روحانيت محال است كه به حركت خودش ادامه بدهد."

صحيفه امام جلد 18 صفحه 44

----

البته بعضيها هم از اصل منکر مي شوند و مي گويند : ما چيزي نداريم هرچه هم داشتيم براي انقلاب خرج کرده ايم! از عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه در نشست خبري درباره نحوه واگذاری اموال مصادره ای مبتنی بر اصل ۴۹ قانون اساسی مي پرسم ؟ مي گويد : طبق قانون ! بعد از تمام شدن مسئولیت بايد پس بدهند . بعد از نشست که ضبطتها خاموش مي شود می پرسم پس چرا پس نمی دهند مي گويد اگر یکی از جائی که نشسته نخواهد بلند شود تو می توانی با زور اسلحه بلندش کنی !؟ ( یعنی اینکه چون نمی خواهند بلند شوند ما نمی با زور اسلحه ازشون پس بگيريم. )

طلحه ها باز از علی زر خواستند       خون عثمان خواه ها برخواستند

 باز ابن ملجمی شد در کمین              تا زند بر فرق مولا تیغ کین

( شعر از علی محمد مودب )

---

اگر همه منکر اشرافيگري و تجمل پرستي آقايون بشوند رهبر عزيزمان که تمام اميد ما بعد از خدای متعال  به ايشان است نه تنها منکر نمی شوند بلکه آن را يکي از موانع دروني انقلاب مي دانند:

امروز بدون ترديد همه آن صف آرائي هائي که اول کار عليه اين انقلاب بود وجود دارد بعضيها رنگ عوض کرده و بعضيها هم به مرور زمان اضافه شده است . ما امروز متاسفانه - همانطور که اين جوانها اشاره کردند - مصرف گرائي و مسابقه تجمل پرستي و مسابقه پول دراوردن طبقه جديديرا ايجاد کرده است . اسلام با توليد ثروت مخالف نيست بلکه مشوق اوست اما اينکه آحاد مردم دلشان لک بزند براي مسابقه تجمل پرستي و مسابقه اشرافيگري اين يک چيز نامطلوبي است که متاسفانه وجود دارد .

رهبر معظم انقلاب - سخنراني در جمع دانشگاهيان شيراز . ( 02/03/ 1387)

---

آنهائي که مدام از حمايت از سرمايه هاي مشروع حرف مي زنند و مي گويند اسلام مخالف سرمايه داري نيست و با گداپروري کارها درست نمي شود يکبار هم که شده صحيفه امام را مطالعه بفرمايند:

شما مطمئن باشيد که اسلام براي مستضعفين است . من اشخاصي که سرمايه دار بودند اشخاصي که کارخانه دار بودند اينجا جمعيتشان گاهي مي آمدند من با آنها صحبت کردم گفتم اينکه نمي شود که يک دسته اي آنطور زندگي و حتي براي سگهايشان اتومبيل داشته باشند و يک دسته ديگر توي اين زاغه ها باشند هر ده نفرشان بروند توي سوراخي . اين اصلا قابل تحمل نيست ... من به آنها نصيحت کردم حالا هم به کساني که اموال زيادي دارند نصيحت مي کنم که شما فکر بکنيد بدانيد اگر خداي نخواسته اين جمعيت مايوس بشوند انفجار در آنها پيدا بشود همه شما و همه ما را از بين خواهد برد . ( صحيفه امام ج 10 ص 347)

----

مي خواهم به آقايوني که از سرمايه داري حرف مي زنند و خوي اشرافي را ضد ارزش نمي دانند بگويم که نمي خواهد اسلام را به ما معرفي کنند ما اسلام را تمام و کمال از آن پير سفر کرده ياد گرفته ايم.

---

اماما اگر تو بودي زاغه نشينان ولي نعمتان ما مي ماندند سر بر آر و ببين چطور زراندوزان امانمان را بريده و خون به دل مقتدايمان کرده اند . اما دلم گواهي مي دهد صبح نزديک است.

ان موعدهم الصبح اليس الصبح بقريب ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:1  توسط نقی مختاری  | 

بارها من در مقابل اين سئوال قرار گرفته ام که چرا فلان مشکل در کشور است و رهبر معظم موضعگيري نمي کند . مثلا درباره مفاسد اقتصادي . چرا جلوي فلان آقا زاده را نمي گيرد ؟ بيشتر اين سئوال کنندگان مصداقهائي را نام برده اند و گفته اند چرا آقا درباره فلان مورد چيزي نمي گويد ؟ اين سئوال براي من هميشه مبهم بود و جواب قانع کننده اي نداشتم . تا اينکه در مطالعات مذهبي که داشتم در کتاب اصول کافي به يک بخشي رسيدم .

 " باب تقيه " .

شنيده بودم که بيشتر ائمه ما تقيه مي کردند . تقيه يعني مخفي کردن عقيده بخاطر ترس از کشته شدن و يا مصلحتي بالاتر . روايات را مي خوانم

"التقيه حرز المومن " / " التقيه جنه المومن " / " لا ايمان لمن لا تقيه له "

تقيه  سپر و حرز مومن است و کسي که تقيه نکند ايمان ندارد.

تا اينکه به روايت محمد ابن مسلم از امام صادق ع رسيدم :

کلما تقارب هذا الامر کان اشد للتقيه ( هرچه به اين امر يعني ظهور قائم عليه السلام نزديک مي شويم تقيه سخت تر مي شود ) .

يقين دارم که اين فقيه عالم به زمان و نو انديش همه اين روايات را خوانده و آويزه گوشش قرار داده است. مگر مي شود ائمه ما بفرمايند: " التقيه من ديني و دين آبائي " تقيه دين من و دين پدران من است و رهبر انقلاب تقيه را رها کند . ايشان با اينکه روي مصاديق تکيه نمي کند در عين حال از اصول و مباني  نمي گذرد . ايشان در سال ۷۶ از ثروتهاي باد آورده سخن گفتند اما وارد مصاديق نشدند ۴ سال بعد در سال ۸۰ در فرماني هشت ماده اي از لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادي سخن گفتند ولي وارد مصاديق نشدند . سخنان اخير ايشان درباره مسابقه تجمل پرستي و اشرافيگري نيز از همين رويکرد حکايت دارد . اما مطلب قابل توجه راه اندازي جنبش عدالتخواهي است . ظاهرا ايشان از روند برخورد با ثروتهاي بادآورده و مفاسد اقتصادي مسئولان ناراضي بودند که به جوانان توصيه کردند که عدالتخواهي را فرياد بزنند .

 

آنچه باعث شد به اين باور برسم که رهبر عزيزمان ( ايده الله تعالي ) در حال تقيه هستند جملات ايشان در شيراز درباره سئوال يک دانشجو بود که از ايشان پرسيد شما به ما مي گوئيد عدالتخواه باشيد ولي قوه قضائيه دانشجويان عدالتخواه را مي گيرند و ايشان فرمودند :

شما زرنگى‏تان اين باشد: گفتمان عدالت خواهى را فرياد كنيد؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏سازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه ميكنيد، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مى‏بينم ديگر. من مواردى را مشاهده ميكنم - نه در دانشگاه، در گروه‏هاى اجتماعى گوناگون - كه روى يك مصداق خاصى تكيه ميكنند؛ يا به‏عنوان فساد، يا به عنوان كجروى سياسى، يا به‏عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مى‏بينم اينجورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است. بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه ميكنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيله‏اى به دست ميدهيد براى اينكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفته‏ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند عليه شما استفاده كند.

اين جمله مشخص است که رهبر انقلاب نه تنها خود تقيه مي کند بلکه جوانان را نيز در عين عدالتخواهي به تقيه دعوت مي کند تا از آسيب قانوندانهاي قانون شکن در امان باشند .

لـب بـاز نكـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم

در سخنان ايشان يک جمله به گوش من رسيد که بسيار به دل من نشست تا من هم به جنبش عدالتخواهي بپيوندم و آن اين بود که فرمودند :

هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‏ى دلها و زبانها و اراده‏ها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست، اميد به شما جوانان است اين را بدانيد "

راستي رهبر عزيزمان هم در عدالتخواهي نه به مسئولان بلکه به جوانان دل بسته است .

 "  يک لحظه از درخواست و مطالبه عدالت کوتاهي نکنيد اين شان شماست . "

 رهبر عزيزمان ( روحي فداه ) موج عدالتخواهي را از ما جوانان مي خواهد تا مسئولان حساب دستشان بيايد :

" شما پرچم را بلند کنيد همه حساب کار خودشان را مي کنند . "

 با وجود تاکيدات رهبر انقلاب چرا هنوز بعضي ها فکر مي کنند نبايد فعلا انقلاب را به دست جوانان داد ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:1  توسط نقی مختاری  | 

سال ۱۳۷۵ وارد دانشگاه  که شديدم جعفر نامي بود اهل شهرستان خوي .  چون همزبان ما بود با هم سلام و عليکي هم داشتيم . اون روزهاي اول که آمده بود و مي ديد جو دانشگاه مذهبي است و اکثريت قريب به اتفاق آدمهاي مومني هستند خيلي ادعاي مسلمونيش مي شد و در نماز جماعت هم مرتب شرکت مي کرد . يه روز  از سر اتفاق به اتاق اينها رفته بودم . اين آقا جعفر با دوستش کل کل مي کرد که من مي خوام نماز شب بخوانم مي خوام ساعت کوک کنم براي فلان ساعت . دوستش مي گفت ما نماز صبح را ۱۵ دقيقه مانده به طلوع آفتاب و به اصطلاح خودش لب طلائي مي خوانيم .

 مدتي گذشت ..

بعد يکسال که همه  فهميدند دانشجويان در اعمال مذهبي آزادند و مسئولان دانشگاه با کسي کاري ندارند ظاهرا رويه عوض شد  و من ديگه اين آقا  را مسجد نديدم .

سال بعد يه روز اومد از من قرض گرفت که مي خواهد کتاب بخرد . من هم چند هزار تومني داشتم نصفش را بهش دادم . چند ماهي گذشت برنگردوند . يه روز يکي ديگه از دوستام يه برگه اي به من داد گفت:فلاني ( جعفر ) ازت قرض گرفته با تعجب گفتم چطور !؟ گفت اين ليست رو امضا کن مي خواهيم از مسئولان دانشگاه بخواهيم حسابش را مسدود کنند. نگاه که کردم ديدم حدود ۱۰ تا ۱۵ نفري امضا کرده اند و دنبال بقيه افراد مي گردند!!

مدتي گذشت ..

با يکي از هم اتاقيهاي همين جعفر آقا که صحبت مي کرديم گفت : فلاني نماز که نمي خواند روزه اش را هم مي خورد !!

مدتي گذشت ..

يکي از بچه ها ۱۰۰ هزار توماني از کيفش گم شد بعدا فهميدند کار جعفر است!!

مدتي گذشت ..

دوره ما کارشناسي ارشد پيوسته هفت ساله بود روزهاي آخر فارغ التحصيلي ( سال ۸۲ ) يه دفعه جعفر را توي نماز جماعت مسجد ديدم الله و اکبر اون که ۵ سال تارک الصلواه بود و روزه اش را هم مي خورد . بعد از چند هفته فهميدم نه مثل اينکه کاسه اي زير نيم کاسه است آقا جعفر امتحان قضاوت شرکت کرده و نزديکهاي گزينش تخصصي قضات است !!

اين آقا جعفر به قول بچه هاي خيلي هم خر خون بود و خوب قانون بلد بود . يک سال بعد خبر رسيد که آقا جعفر در امتحان قضاوت قبول شده و به عنوان داديار يکي از دادگاهها در يکي از شهرهاي شمال غرب کشور مشغول به خدمت !! شده اند.

 

اون وقتها يکي از بچه ها پيشنهاد داده بود بيائيد يه نامه امضا کنيم بفرستيم قوه قضائيه نزاريم اين آقا قاضي شود . بعدها اين کار عملي نشد و همه اون بچه ها که همه از يه شهري بودند رفتند و جمع کردن آنها کار سختي است و الان از اون آدمها دو سه نفري بيشتر نمي توان پيدا کرد .

پنج سال بعد و در سفر  اخير رهبر عزيزمان ( حفظه الله ) به شيراز ايشان در پاسخ به سئوال يکي از دانشجويان از قانوندانهاي قانون شکن حرف زدند و همه ما را به مراقبت از اين قانوندانهاي قانون شکن توصيه کردند .

"شما ميگوئيد كه ما شعار عدالت ميدهيم؛ دانشجو را ميگيرند، اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده، نميگيرند. قوه‏ى قضائيه چنين، يا دستگاه مسئول چنان. خوب، اينجا شما بايد زرنگى كنيد؛ يك لحظه از درخواست و مطالبه‏ى عدالت كوتاهى نكنيد؛ اين شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همين است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه‏ى اين فكر هم با همه‏ى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگيرد؛ شما زرنگى‏تان اين باشد: گفتمان عدالت خواهى را فرياد كنيد؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏سازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه ميكنيد، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مى‏بينم ديگر. من مواردى را مشاهده ميكنم - نه در دانشگاه، در گروه‏هاى اجتماعى گوناگون - كه روى يك مصداق خاصى تكيه ميكنند؛ يا به‏عنوان فساد، يا به عنوان كجروى سياسى، يا به‏عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مى‏بينم اينجورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است. بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه ميكنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيله‏اى به دست ميدهيد براى اينكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفته‏ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند عليه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‏اى ميتوانيد بكنيد؟ اگر يك نفرى به‏عنوان مفترى يك شخصى را معرفى كند و بگويد آقا او اين افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى اين نيست كه برود دنبال ماهيت قضيه. اگر اين افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‏ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام يك كارى ميكند؛ لذا نميتوانيم از او گله كنيم. شما زرنگى كنيد، شما اسم نياوريد، شما روى مصداق تكيه نكنيد؛ شما پرچم را بلند كنيد. وقتى پرچم را بلند كرديد، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محيط اجراء ميخواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را ميكنند. آن كسى هم كه فرياد مربوط به محتواى اين پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى ميكند و كار پيش خواهد رفت. بنابراين به نظر من مشكلى در كار شما نيست؛ شما جوانهاى مؤمنى هستيد كه انتظار هم از شما همين است. هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‏ى دلها و زبانها و اراده‏ها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست، اميد به شما جوانهاست؛ اين را بدانيد. بالاخره همشهرى شما كه از او شعر هم خوانديد، ميگويد:

وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم‏
كه در طريقت ما كافرى است رنجيدن‏

نرنجيد؛ دنبال كار برويد."

مقام معظم رهبري در ديدار با دانشجويان دانشگاه هاي شيراز (1387)

 بالاخره در آخرين روز کاري مجلس هفتم گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه ( + قسمت دوم ) منتشر شد . آنچه تهيه کنندگان اين گزارش نوشته اند همگي نشان از نفوذ قانوندانهاي قانون شکن به قوه قضائيه دارد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:58  توسط نقی مختاری  |