از خيابان مولوي که مي گذريم قيمتهاي برنج ديدني است ! در عرض يک هفته ( پانزدهم تا بيست و يکم ارديبهشت ) قيمت برنج دوبرابر شده است .

مي خواهم مصاحبه کنم وارد مغازه اي در چهارراه مولوي مي شوم . فروشنده ظاهري موجه دارد خود را احمد مروي معرفي مي کند . از قيمتهاي برنج مي پرسم و او تاسف مي خورد . او از افرادي سخن مي گويد که ميايند در مقابلش گريه مي کنند بخاطر اينکه نمي توانند حتي يک کيلو برنج بخرند در مقابل افرادي هستند که ۲۰۰ کيلو / پانصد کيلو و يک تن هم خريدند و بردند . او مي گويد امام جماعت مسجد ما توصيه کرده است که به فقرا کمک کنيم من هم بعضي وقتها افرادي که درامدي ندارند زير قيمت مي دهم و بعضي وقتها پول نمي گيرم .
ازش مي پرسم در بيشتر محافل گرانيها را گردن احمدي نژاد مي اندازند نظر تو چيست مي گويد؟ من اين موضوع را قبول ندارم من فکر مي کنم احمدي نژاد بيشتر از همه رئيس جمهورها به فکر فقرا بوده است. تو سفرهاي استاني براي بخشهاي محروم جامعه کار مي کند . او از روستاي محل تولد خود که اخيرا به آن رفته است مي گويد : راه روستاي ما از اول انقلاب آسفالت نشده بود ولي الان آسفالت شده است سهام عدالت به روستاييان ما داده است . وامهائي براي پرورش ماهي داده اند و جوانها مشغول به کار شده اند و از وقتي که احمدي نژاد سر کار آمده است مهاجرت به شهرهاي بزرگ از روستاي ما کم شده است . اسم روستايشان را مي پرسم . پاسخ مي دهد: وارنا از توابع فريدونشهر اصفهان .
ازش مي پرسم پس تقصير گراني از جمله گراني برنج چيست ؟ پاسخ مي دهد دلال بازيهاست . سپس مي گويد من فکر مي کنم مافيائي وجود دارد که تو همه چي دست دارند از جمله برنج . تعدادي از سرمايه داران وقتي مي فهمند که خشکسالي هست و احتمال کمبود در برخي کشورهاي جهان با هم جلسه مي گذارند و تصميم مي گيرند هرچه در بازار هست جمع آوري مي کنند و موقعي که گران شد مي فروشند. هنگام مصاحبه چند نفر مشتري ميايد از قيمت برنج مي پرسند و بيشترشان بعد از شنيدن قيمت عبور مي کنند. آنچه احمدي مروي برنج فروش چهار راه مولوي گفت به صورت پراکنده درباره احتکار شنيده مي شود . البته اخير گزارشهاي زيادي درباره احتکار شنيده مي شود .

ما که از اين مافيا و احتکار و اقتصاد زير زميني سر درنياورديم . ولي احتمالا خودم هم در اين گرانيها نقش داشته ام !! تعجب نکنيد تک تک ما ها مي توانيم در اين گرانيها نقش داشته باشيم . اين موضوع را با روايتي مي خواهم بيان کنم .
شيخ طوسي ( متوفي ۴۶۰ هجري قمري ) در کتاب گرانسنگ تهذيب الاحکام به سند خود از معتب خدمتکار امام صادق ع روايت مي کند که در مدينه قحطي شده بود امام مرا صدا زد و گفت چقدر در منزل طعام ( گندم ) داريم گفتم براي سه تا چهار ماه فرمود ببر همه را در بازار بفروش معتب مي گويد به امام عرض کردم طعامي در مدينه وجود ندارد و قحطي است امام فرمود گفتم بفروش معتب مي گويد وقتي همه را فروختم و برگشتم امام فرمودند از اين به بعد غذاي خانواده مرا روزانه از بازار تهيه کن .. سپس فرمودند نمي خواهم خدا مرا درحالي ببيند که در تقدير معيشت ديگران نقشي نداشته باشم .
موضوعي که امام صادق ع به آن عمل فرمودند همان ابتدائي ترين قانون اقتصاد است : عرضه و تقاضا
راستي اگر همه ما به اين شيوه عمل کنيم محتکران مي توانند به ثروتهاي کلان برسند ؟ افراد زيادي را مي شناسم که قوت چند ماه ( ساله ) را يکجا خريده و در منزل نگهداري - بخوانيد احتکار - مي کنند و خود عملا به کمبود و گراني دامن مي زنند .
به همسرم توصيه مي کنم غذاهاي برنجي کمتر درست کند اگرچه هنوز حدود ۱۰ کيلو در منزل برنج داريم ولي بگذار به ياد ديگران هم باشيم و برنجها را هم براي ميهمانها نگهداريم و در دامن نزدن به گراني نقشي هرچند کوچک اشته باشيم ( بعد از يک هفته مي فهمم نه انگار ما هم بد عادت شده بوديم ).
( بخشهائي از اين گزارش روز سه شنبه ۲۵ ارديبهشت از پيک بامدادي راديو ايران پخش شد )
فرداي روزي که گزارش پخش شد در يک همايش به عنوان خبرنگار شرکت مي کنم که تعداد زيادي از مسئولان دولتي ( منظور قوه مجريه نيست ) شرکت دارند موقع ناهار غذا را مي دهند جمعيت زيادي آنجاست . يک ظرف يکبار مصرف بزرگ . باز مي کنم مقدار زيادي برنج + دو سيخ جوجه و يک سيخ بزرگ کباب و گوجه و نان و نوشابه . هرچقدر مي خورم تمام نمي شود مجبور مي شوم مقدار زيادي از غذا را همانجا بگذارم تعداد زيادي از شرکت کننگان همين کار را کرده اند . همه غذاهاي حيف و ميل شده که بخش زيادي از آن برنج ۵ هزار تومني است احتمالا به سطل آشغال مي رود. ياد احمد مروي مي افتم موقعيکه که از کساني صحبت مي کرد که ميايند و از اينکه نمي توانند حتي يک کيلو برنج بخرند گريه مي کنند . مدير اجرائي همايش را پيدا مي کنم بهش مي گويم : مگر رهبر انقلاب اخيرا در شيراز از مسابقه مصرف گرائي و تجمل پرستي و اشرافيگري صحبت نکردند ؟ جواب سرسري مي دهد: نگران نباش اين غذاها که در داخل ظرفهاي يکبار مصرف باقيمانده مستخدمين جمع مي کنند و مي برند منزلشان !! يکي ديگر از آن طرف مي گويد اينجا آدمهاي مهمي هستند نبايد به آنها توهين شود !! و من تنها مي مانم اگر مقدار غذا به اندازه کافي بود توهين است !! عجب نمرديم معني توهين را هم فهميديم . و من هستم و عذاب وجدان از اينکه ناخواسته اسراف کرده ام و انديشيدن در مظلوميت اهل بيت عليهم السلام .















